شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٢ - اهل ذكر كيانند؟
تنزيه پروردگار از آنچه شايسته او نيست يا مانند آن تفسير شده،همه از قبيل بيان ذكر مصداق روشن است،نه محدود ساختن مفهوم آيه به خصوص اين مصاديق است.
به اين ترتيب«ذكر كثير خداوند و تسبيح او هر صبح و شام»جز به تداوم توجه به پروردگار و تنزيه و تقديس مداوم او از هر عيب و نقص حاصل نمىگردد،و مىدانيم كه ياد خدا براى روح و جان انسان همچون غذا و آب است براى تن،در آيۀ ٢٨ سورۀ رعد آمده است:أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ«آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مىيابد!»(ج ٣١١/١٧ و ٣٥١-٣٥٢.)
اهل ذكر كيانند؟
كلمۀ«ذكر»با توجه به آيۀ ٤٣ سورۀ نحل[*]به معنى«آگاهى و اطلاع»است و اهل ذكر مفهوم وسيعى دارد كه همۀ آگاهان و اهل اطلاع را در زمينههاى مختلف شامل مىشود و اگر بسيارى از مفسران،اهل ذكر را در اين جا به معنى علماى اهل كتاب تفسير كردهاند نه به اين معنى است كه اهل ذكر مفهوم محدودى داشته باشد بلكه در واقع از قبيل تطبيق كلى بر مصداق است.
به هر حال در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت(ع)وارد شده مىخوانيم كه اهل ذكر امامان(ع)هستند،از جمله در روايتى از امام على بن موسى الرضا(ع)مىخوانيم كه در پاسخ سؤال از آيۀ مورد بحث فرمود:
نحن أهل الذكر و نحن المسئولون.«ما اهل ذكريم و از ما بايد سؤال شود[١]» و در روايات ديگرى از امام باقر(ع)مىخوانيم كه در تفسير همين آيه فرمود:
الذكر القرآن،و آل الرسول اهل الذكر،و هم المسئولون.«ذكر،قرآن است،و اهل بيت پيامبر(ص)اهل ذكرند،و از آنها بايد سؤال كرد[٢]» در بعضى ديگر مىخوانيم كه«ذكر»شخص پيامبر(ص)است و اهل بيت او اهل الذكر هستند[٣]در بسيارى از تفاسير و كتب اهل سنت نيز رواياتى به همين مضمون مىخوانيم از جمله در
[*]وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ.«ما پيش از تو جز مردانى كه بهآنها وحى مىكرديم نفرستاديم،اگر نمىدانيد از اهل اطلاع سؤال كنيد»نحل٤٣/.
[١] تفسير نور الثقلين،ج ٥٥/٣.
[٢] مأخذ پيشين،ج ٥٦/٣.
[٣] همان مدرك،همان جا.