شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤٦ - سُوىً (طه٥٨/ )
كه بايد قرار گيرد،قرار گرفته است)تفسير كردهاند،در حقيقت بيان مصداق محدودى از اين مفهوم وسيع است.(ج ١٢٧/١٧،ج ٩٩/٢٦ و ٣٨٥.)
سٰاوىٰ:(كهف٩٦/.)[*]
[مساومة]به معنى«پر كردن و پوشانيدن و برابر كردن»است.
مفهوم آيه اين است كه ذو القرنين پارههاى آهن را ميان شكاف كوه گذاشت تا شكاف را پر كرد و دو لبۀ كوه را با هم برابر كرد(حَتّٰى إِذٰا سٰاوىٰ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ)و به گفتۀ قاموس«مفاعله» گاهى مثل«تفعيل»مىآيد و اين آيه از آن قبيل است.
واژۀ«صدف»در اين جا به معنى كنارۀ كوه است و از اين تعبير روشن مىشود كه ميان دو كنارۀ كوه شكافى بوده كه يأجوج و مأجوج از آن وارد مىشدند،ذو القرنين تصميم داشت آن را پر كند.(ج ٥٣٥/١٢.)
استَوى:(فصلت١١/.)[**]
از«استواء»در اصل به معنى«اعتدال يا مساوات دو چيز با يكديگر»است و در لغت به معنى تسلط و احاطه كامل و قدرت بر خلقت و تدبير است،ولى به طورى كه بعضى از ارباب لغت گفتهاند اين ماده هنگامى كه با«على»متعدى شود به معنى«استيلا و سلطه بر چيزى»است، مانند:اَلرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ.«خداوند بر عرش استيلا دارد»طه٥/.و هنگامى كه با«الى» متعدى شود به معنى«قصد»مىآيد،مانند آيۀ مورد بحث كه مىفرمايد:ثُمَّ اسْتَوىٰ إِلَى السَّمٰاءِ.
«سپس اراده آفرينش آسمان كرد».(ج ١٦٣/١،ج ٣٩/١٦،ج ٢٢٨/٢٠.)
سُوىً:(طه٥٨/.)[***]
به معنى«يكسان،هموار و مساوى الطرفين»است و اصل آن مصدر است.
[*]آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتّٰى إِذٰا سٰاوىٰ بَيْنَالصادقين...«(ذو القرنين گفت)قطعات بزرگ آهن براى من بياوريد تا كاملاميان دو كوه را پوشاند...»كهف٩٦/.
[**]ثُمَّ اسْتَوىٰ إِلَى السَّمٰاءِ...فصلت١١/.
[***]...فَاجْعَلْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَكٰاناً سُوىً.«...هم اكنون ميعادى ميان ما و خودت قرار ده كهنه ما و نه تو از آن تخلف نكنيم،آن هم در مكانى كه نسبت به همه يكسان باشد»طه٥٨/.