شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٨ - اَشِحَّة (احزاب١٩/ )
و حرص رهايى يافته»[١]،ولى روشن است كه اين يكى از مصداقهاى زندۀ ترك بخل و حرص است،نه تمام مفهوم آن.
در حديثى مىخوانيم كه امام صادق(ع)به يكى از اصحاب خود فرمود:
أ تدرى ما الشّحيح.«آيا مىدانى شحيح كيست؟»[*]او در جواب عرض مىكند:هو البخيل.«منظور بخيل است».
امام فرمود:الشّح اشدّ من البخل،انّ البخيل يبخل بما فى يده و الشّحيح يشحّ بما فى ايدى النّاس و على ما فى يده،حتّى لا يرى فى ايدى النّاس شيئا الّا تمنّى ان يكون له بالحلّ و الحرام،و لا يقنع بما رزقه اللّه عزّ و جلّ! «شح از بخل شديدتر است،«بخيل»كسى است كه در مورد آنچه دارد بخل مىورزد،ولى «شحيح»هم نسبت به آنچه در دست مردم است بخل مىورزد و هم آنچه خود در اختيار دارد،تا آنجا كه هرچه را در دست مردم مىبيند آرزو مىكند آن را به چنگ آورد،خواه از طريق حلال باشد يا حرام و هرگز قانع به آنچه خداوند به او روزى داده است،نيست[٢]» در حديث ديگرى مىخوانيم كه امام صادق(ع)از شب تا صبح طواف خانۀ خدا به جا مىآورد و پيوسته مىفرمود:
اللّهم قنى شحّ نفسى.«خداوندا!مرا از حرص و بخل خودم نگاهدار»يكى از يارانش عرض مىكند:
فدايت شوم،امشب نشنيدم غير از اين دعا،دعاى ديگرى كنى!فرمود:چه چيز از بخل و حرص نفس مهمتر است در حالى كه خداوند مىفرمايد:
...وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. ٣.حشر٩/ و تغابن ١٦.(ج ٥٢٠/٢٣-٥٢١،ج ٢١٠/٢٤-٢١١.)
اَشِحَّة:(احزاب١٩/.)[**]
جمع«شحيح»از مادّۀ«شح»به معنى بخلى است كه توأم با حرص باشد.آيۀ مورد بحث به وضع گروهى از منافقان كه از ميدان جنگ احزاب كنارهگيرى كردند و ديگران را نيز به
[١]مجمع البيان،ج ٣٠١/١٠.
[*] شحيح:جمع آن«اشحّة»است،از ماده«شحّ».
[٢] نور الثقلين،ج ٢٩١/٥،حديث ٦٤.
[٣] مأخذ پيشين،همان جلد،ص ٣٤٦.
[**]أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ...«آنها در همه چيز نسبت به شما بخيلند...»احزاب١٩/.