شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٦ - شجر١٧٢٨ خبيثه (ابراهيم٢٦/ )
اكنون درست بينديشيم و ببينيم اين ويژگيها و بركات را در كجا پيدا مىكنيم،مسلما در كلمۀ توحيد و محتواى آن و در يك انسان موحد و با معرفت،و در يك برنامۀ سازنده و پاك،اينها همه روينده هستند و پوينده هستند و متحرك،همه داراى ريشههاى محكم و ثابتند همه داراى شاخههاى فراوان و سر به آسمان كشيده و دور از آلودگيها و كثافات جسمانى،همگى پرثمرند و نورپاش و فيضبخش.
هركس به كنار آنها بيايد و دست به شاخسار وجودشان دراز كند و در هر زمان كه باشد از ميوههاى لذيذ و معطر و نيروبخششان بهره مىگيرد. تندباد حوادث و طوفانهاى سخت و مشكلات آنها را از جا حركت نمىدهد و افق فكر آنها محدود به دنياى كوچك نيست، حجابهاى زمان و مكان را مىدرند و بهسوى ابديت و بىنهايت پيش مىروند.(ج ٣٣١/١٠ تا ٣٣٣.)
شجرۀ خبيثه:(ابراهيم٢٦/.)[*]
نقطۀ مقابل شجرۀ طيبه(كه شرح آن گفته شد)،«شجرۀ خبيثه»است.قرآن در مقام مقايسه و مقابله اين دو واژه با يكديگر برآمده ،مىفرمايد:
امّا«مثل كلمۀ خبيثه و ناپاك همانند درخت خبيث و ناپاك و بىريشه است كه از روى زمين كنده شده و در برابر طوفانها هر روز به گوشهاى پرتاب مىشود و قرار و ثباتى براى آن نيست» كلمه«خبيثه»همان كلمۀ كفر و شرك،همان گفتار زشت و شوم،همان برنامههاى گمراهكننده و غلط،همان انسانهاى ناپاك و آلوده و خلاصه هر چيز خبيث و ناپاك است.
بديهى است درخت زشت و شومى كه ريشۀ آن كنده شده،نه نمو و رشد دارد نه ترقى و تكامل،نه گل و ميوه و نه سايه و منظره و نه ثبات و استقرار،قطعه چوبى است كه جز به درد سوزاندن و آتش زدن نمىخورد،بلكه مانع راه است و مزاحم رهروان،و گاه گزنده است مجروحكننده و مردم آزار.
جالب اين كه در وصف«شجره طيّبه»قرآن با تفصيل سخن مىگويد،اما به هنگام شرح «شجرۀ خبيثه»با يك جملۀ كوتاه از آن مىگذرد تنها مىگويد:«از زمين كنده شده و قرارى ندارد»زيرا هنگامى كه ثابت شد اين درخت بىريشه است ديگر شاخ و برگ و گل و ميوه
[*]وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مٰا لَهٰا مِنْ قَرٰارٍ.ابراهيم٢٦/.