شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٧٢ - تَتزاوَرُ (كهف١٧/ )
ز و ر
زُرْتُم:(تكاثر٢/.)[*]
از مادّۀ«زور»(بر وزن قول)و«زيارة»[زار،يزور،زورا و زيارة]و در اصل به معنى «قسمت بالاى سينه»است،سپس به معنى«ملاقات كردن و روبرو شدن» بهكاررفتهاست (زرت فلانا:او را سينه به سينه ملاقات كردم)و كلمۀ«زور»(بر وزن قمر)به معنى كج شدن قسمت بالاى سينه است[زور،يزور،زورا](كنايه از كجروى و عدول از حق،لغتى است در واژۀ «زور»بر وزن قول،الازور:كسى است كه استخوان سينهاش برآمده و كج است،يعنى كوژسينه )[**]و از آنجا كه دروغ نوعى انحراف از حق است به آن«زور»(بر وزن نور)اطلاق مىشود.
(ج ٢٧٦/٢٧-٢٧٧.)
تَتزاوَرُ:(كهف١٧/.)[***]
از باب تفاعل(تزاور)به معنى«مايل شدن،گراييدن،يكديگر را زيارت كردن»و در اصل از ماده«زور»(بر وزن قول)گرفته شده است.
آيۀ مورد بحث اشاره به موقعيت«غار»و اصحاب كهف مىكند،به اين ترتيب دهانۀ غار رو به شمال گشوده مىشد و چون در نيمكرۀ شمالى زمين قطعا بوده است نور آفتاب به درون آن مستقيما نمىتابيد،چنان كه قرآن مىگويد:
«خورشيد را مىديدى كه به هنگام طلوع به طرف راست(غار)آنها متمايل مىگردد(إِذٰا طَلَعَتْ تَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذٰاتَ الْيَمِينِ)و به هنگام غروب به طرف چپ...»كهف١٧/.
تعبير به«تزاور»كه به معنى«تمايل پيدا كردن»است اين نكته را در بر دارد كه گويى خورشيد مأموريت داشت از سمت راست غار بگذرد و از اين گذشته«تزاور»كه از«زيارت» گرفته شده توأم با آغازگرى است كه مناسب طلوع آفتاب مىباشد.(ج ٣٦٨/١٢.)
[*]حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.«تا آنجا كه به زيارت قبرها رفتيد(و قبور مردگان خود را بر شمرديد)»تكاثر٢/.
[**] ترجمه مفردات الفاظ قرآن،ماده«زور».
[***]وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذٰا طَلَعَتْ تَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذٰاتَ الْيَمِينِ وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ الشِّمٰالِ...كهف١٧/.