شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٥ - شَقيّ (مريم٣٢/ )
جالب اين كه در آيات ١٠٦ و ١٠٨ سورۀ هود،«شقوا»به عنوان فعل معلوم و«سعدوا»به عنوان فعل مجهول آمده است.
اين اختلاف تعبير شايد اشارۀ لطيفى به اين نكته باشد كه انسان راه شقاوت را با پاى خود مىپيمايد،ولى براى پيمودن راه سعادت تا امداد و كمك الهى نباشد و او را در مسيرش يارى ندهد پيروز نخواهد شد و بدون شك اين امداد و كمك تنها شامل كسانى مىشود كه گامهاى نخستين را با اراده و اختيار خود برداشته و شايستگى چنين امدادى را پيدا كردهاند.(ج ٢٣٦/٩ تا ٢٣٩.)
تَشْقى:(طه٢/.)[*]
از مادّۀ«شقاوت»بر ضد«سعادت»است،ولى همان گونه كه«راغب»در مفردات مىگويد:گاه مىشود كه اين مادّۀ به معنى رنج و تعب مىآيد و در آيۀ مورد بحث،منظور همين معنى است،آيه،خطاب به رسول اكرم(ص)مىفرمايد:
«ما قرآن را بر تو نازل كرديم كه خود را به زحمت بيفكنى» درست است كه عبادت و جستجوى قرب پروردگار از طريق نيايش او،از بهترين كارهاست،عبادت هم حساب دارد،نبايد آنقدر بر خود تحميل كنى كه پاهايت متورم شود و نيرويت براى تبليغ و جهاد كم شود.
روايات فراوانى در شأن نزول اين آيه وارد شده و از مجموع آنها چنين استفاده مىشود كه پيامبر(ص)بعد از نزول وحى و قرآن،عبادت بسيار مىكرد،مخصوصا ايستاده به عبادت مشغول مىشد،آنقدر كه پاهاى او متورم مىگرديد،گاه براى آنكه بتواند به عبادت خود ادامه دهد،سنگينى خود را بر يك پا قرار مىداد و گاه بر پاى ديگر،گاه بر پاشنه پا مىايستاد و گاه بر انگشتان پا.
آيۀ فوق نازل شد و به پيامبر(ص)دستور داد كه اينهمه رنج و ناراحتى بر خود تحميل نكند.(ج ١٥٦/١٣ و ١٥٨.)
شَقيّ:(مريم٣٢/.)[**]
به كسى گفته مىشود كه اسباب گرفتارى و بلا و مجازات براى خود فراهم مىسازد و بعضى
[*]مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقىٰ.طه٢/.
[**]وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبّٰاراً شَقِيًّا.«و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است»مريم٣٢/.