شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٩٦ - مُسْتَسْلِمُون (صافات٢٦/ )
در برابر ايمان است»[١].
و نيز به همين دليل است كه در بعضى از روايات مفهوم«اسلام»منحصر به اقرار لفظى شمرده شده،در حالى كه ايمان اقرار توأم با عمل معرفى شده است.
الايمان اقرار و عمل،و الاسلام اقرار بلا عمل.«ايمان،اقرار است و عمل.و اسلام اقرار بدون عمل است»[٢].
(نسبت بين اسلام و ايمان عموم و خصوص مطلق است)بنابراين مىتوان گفت:هر مؤمنى مسلمان است،ولى هر مسلمانى مؤمن نيست.
اما اين تفاوت مفهومى،در صورتى است كه اين دو واژه در برابر هم قرار گيرند و اگر جدا از هم ذكر شوند ممكن است بر همان چيزى اطلاق شود كه ايمان برآن اطلاق مىشود،يعنى هر دو واژه در يك معنى استعمال شود.(ج ٢١٠/٢٢-٢١١.)
مُسَلَّمَة:(بقره٧١/.)[*]
به معنى«بىعيب،خالى از عيب و نقص»(تندرست و سالم)است،ولى در آيۀ ٩٢ سورۀ نساء به معنى«پرداختشده و تسليم شده»مىباشد،در آنجا آمده است:
«...كسى كه فرد با ايمانى را از روى خطا به قتل برساند بايد يك برده آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد...»(وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهْلِهِ)نساء٩٢/.(ج ٣٠٥/١،ج ٦٠/٤.)
مُسْتَسْلِمُون:(صافات٢٦/.)[**]
واژۀ«استسلام»از«سلامت»گرفته شده و به مقتضاى باب«استفعال»به معنى«طلب سلامت كردن»است كه معمولا به هنگام قرار گرفتن در برابر يك قدرت بزرگ با انقياد و خضوع توأم مىباشد.
آيۀ مورد بحث دربارۀ پيشوايان و پيروان گمراه است و هشدارى است آموزنده به همۀ كسانى كه عقل و دين خود را در اختيار رهبران گمراه مىگذارند.(ج ٣٧/١٩.)
[١]كافى،ج ٢«باب انّ الاسلام يحقن به الدّم»حديث ١ و ٢.
[٢] مأخذ پيشين،در همان جا.
[*]...مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِيَةَ فِيهٰا...«...از هر عيبى بر كنار باشد و حتى هيچگونه رنگ ديگرى در آن نباشد...»بقره٧١/.
[**]بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ.«ولى آنها در آن روز تسليم قدرت خداوندند»صافات٢٦/.