شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٩ - اَشارت (مريم٢٩/ )
معنى«آميختن»است.[*]
آيه ناظر بر گوشهاى از عذابهاى جانكاه دوزخيان است،مىفرمايد:
«سپس روى آن(خوراك)مخلوطى از آب داغ متعفنى مىنوشند»(لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ)صافات٦٧/.
در اين آيه،بعد از واژۀ«شوب»كلمۀ«حميم»ذكر شده كه به معنى«آب داغ و سوزان» است،بنابراين حتى آب داغى كه اين ظالمان مغرور مىنوشند خالص نيست،بلكه آلوده و آميخته با چرك است.(ج ٧٣/١٩.)
ش و ر
اَشارت:(مريم٢٩/.)[**]
واژۀ«اشاره»به معنى«چيزى را با دست يا با چشم و ابرو نشان دادن»است و در اصل از مادّۀ«شور»گرفته شده كه در آينده توضيح خواهيم داد.آيه مىگويد:«(مريم)اشاره به او (نوزادش عيسى)كرد،گفتند ما چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟»(فَأَشٰارَتْ إِلَيْهِ)مريم٢٩/.اين كار بيشتر تعجب ناظران را برانگيخت و شايد جمعى آن را حمل بر سخريه كردند و خشمگين شدند،گفتند:مريم با چنين كارى قوم خود را مسخره مىكند.(ج ٥١/١٣.)«...وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ...»[***]:
(شاور،مشاورة/از يكديگر رأى خواستن و نظر خواهى كردن و به گفته«راغب»در «مفردات»،اين معنى از عبارت:«شرت العسل»گرفته شده است،به اين معنى همانطور كه عسل را از موضعش خارج مىسازيم(و از موم جدا مىكنيم)،رأى و نظر را هم از شخص طرف مشورت بيرون مىآوريم).
موضوع«مشاوره»در اسلام با اهميّت خاصى تلقى شده است،پيغمبر اكرم(ص)با اين كه قطع نظر از وحى آسمانى آنچنان فكر نيرومندى داشت كه نيازى به مشاوره نداشت براى اين كه
[*]لسان التزيل،ص ٩٤.
[**]فَأَشٰارَتْ إِلَيْهِ قٰالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كٰانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا.مريم٢٩/.
[***] «...و در كارها(ى عمومى)با آنها(با اصحاب)مشورت(و نظر خواهى)كن(تا چه راهى به تو نشان مىدهند...)»آل عمران١٥٩/.