شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٠٠ - سَبع و مثانى (حجر٨٧/ )
چيزى به آسانى و راحتى است و گاهى به درخت،«سبط»(بر وزن سبد)گفته مىشود،زيرا شاخههاى آن به راحتى گسترده مىشود،سپس به فرزندان،مخصوصا نوهها و شاخههاى يك فاميل را-به خاطر گسترشى كه در نسل پيدا مىشود-«سبط»و«اسباط»مىگويند و منظور از «اسباط»همان تيرهها و قبايل بنى اسرائيل است[*]كه هركدام از يكى از فرزندان( دوازدهگانه) يعقوب(ع)منشعب شده بودند و چون در ميان آنها پيامبرانى وجود داشتهاند،آيۀ مورد بحث، آنها را جزو كسانى مىشمارد كه آيات خدا بر آنها نازل شده است.(ج ٤٧٠/١،ج ٢١٥/٤،ج ٤١١/٦.)
س ب ع
سَبع:(لقمان٢٧/.)[**]
انتخاب كلمۀ«سبع»(هفت)در لغت عرب براى تكثير شايد از اين نظر باشد كه پيشينيان عدد كرات منظومۀ شمسى را هفت مىدانستند(و در واقع آنچه از منظومۀ شمسى امروز با چشم غير مسلح ديده مىشود هفت كرده بيش نيست)و با توجه به اين كه«هفته»به صورت يك دوره كامل زمان،هفت روز بيشتر نيست و تمام كره زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مىكردند و نام هفت اقليم برآن گذارده بودند،روشن مىشود كه چرا هفت به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت بهكاررفتهاست .(ج ٧٧/١٧.)
سَبع و مثانى:(حجر٨٧/.)[***]
مىدانيم«سبع»در لغت به معنى«هفت»و«مثانى»به معنى« دوتاها»است و بيشتر مفسران و روايات،«سبعا من المثانى»در آيۀ مورد بحث را كنايه از سورۀ«حمد»گرفتهاند،زيرا سورۀ حمد بنا بر معروف،هفت آيه است و از اين نظر كه به خاطر اهميت اين سوره و عظمت محتوايش دوبار بر پيامبر(ص)نازل شده و يا اين كه از دو بخش تشكيل شده(نيمى از آن حمد و
[*]«اسباط»به زبان عبرى مرادف با«قبايل»در زبان عربى است.«ترجمۀ الاتقان،سيوطى،ج ٤٦٩/٢.»
[**]وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ كَلِمٰاتُ اللّٰهِ...«اگر آنچه روى زميناز درختان است قلم شوند و دريا براى آن مركب شود و هفت دريا برآن افزوده شود،اينها همه تمام مىشوند،اما كلمات خداپايان نمىگيرد...»لقمان٢٧/.
[***]وَ لَقَدْ آتَيْنٰاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ.«ما به تو سورۀ حمد و قرآن عظيم داديم»حجر٨٧/.