شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٥ - اسفار (جمعه٥/ )
بنابراين منظور از«سفرة»در آيۀ مورد بحث فرشتگان الهى است كه سفيران وحى يا كاتبان آيات او هستند.
بعضى گفتهاند:منظور از«سفرة»در اين جا حافظان و قاريان و كاتبان قرآن و علما و دانشمندانى هستند كه اين آيات او را در هر عصر و زمانى از دستبرد شياطين محفوظ مىدارند، ولى اين تفسير بعيد به نظر مىرسد.(ج ١٣٤/٢٦-١٣٥.)
سفر:(توبه٤٢/.)[*]
بر وزن«خطر»به معنى«بريدن مسافت و از محل خود به نقطۀ ديگر رفتن»است(جمع آن «اسفار»[**]).
آيۀ مورد بحث دربارۀ جنگ«تبوك»است كه يك وضع استثنائى داشت و توأم با مقدماتى كاملا مشكل و پيچيده بود، بههمينجهت عدهاى از افراد ضعيف الايمان و يا منافق از شركت در اين ميدان تعلل مىورزيدند.
آيه،متوجه افراد سست و تنبل و ضعيف الايمان است كه براى سرباز زدن از حضور در اين ميدان بزرگ به انواع بهانهها متشبث مىشدند،خطاب به پيامبر(ص)مىگويد:
«اگر غنيمتى آماده و سفرى نزديك بود به خاطر رسيدن به متاع دنيا بزودى دعوت تو را اجابت و از تو پيروى مىكردند...»و براى نشستن بر سر چنين سفرۀ آمادهاى مىدويدند.
(ج ٤٢٥/٧-٤٢٦.)
اسفار:(جمعه٥/.)[***]
به فتح همزه،جمع«سفر»به معنى«كتابها»است و براى آن كتاب را«سفر»گويند كه در آن از چيزهاى پوشيده كشف كرده باشند و حقايق از آن آشكار مىشود،زيرا«سفور»به معنى «آشكار شدن و پديد آمدن»است:سفرت الكتاب.«آن را نوشتم»و سفر الصّبح.«بامداد روشن و رخ نشان داد»[****].
(«ترجمۀ الاتقان،ج ٤٧٣/٢.»
[*]لَوْ كٰانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوكَ...توبه٤٢/.
[**]...بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا...«(گفتند:پروردگارا)بين سفرهاى ما فاصلۀ زياد قرار ده...»سبأ١٩/.
[***]مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرٰاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهٰا كَمَثَلِ الْحِمٰارِ يَحْمِلُ أَسْفٰاراً...جمعه٥/.
[****] تبيين اللغات لتبيان الآيات،مادّۀ«سفر».