شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٤ - شَقُوا (هود١٠٦/ )
مشاهده مىشود.[*](ج ٤٦٩/١،ج ٤٢٦/٧،ج ٤٩٤/٢٣.)
ش ق ى
شَقُوا:(هود١٠٦/.)[**]
در اصل از«شقاوت»به معنى«نگونبختى و تيرهروز شدن»است و به دشوارى و در رنج افتادن نيز اطلاق مىشود،آيۀ مورد بحث گوشهاى از سرنوشت مردم را در روز رستاخيز بيان مىكند و مىگويد:
«اما آنها كه شقاوتمند شدند در آتشاند و براى آنها زفير و شهيق(نالههاى طولانى دم و بازدم )است» در آيات بعد وضع سعادتمندان را در بهشت يادآور مىشود.
نكتهاى كه بايد در اين جا توجه كرد اين است كه بعضى خواستهاند از آيات مورد بحث، ذاتى بودن سعادت و شقاوت را اثبات كنند در حالى كه نه تنها اين آيات دلالتى بر اين امر ندارد، بلكه بوضوح ثابت مىكند كه سعادت و شقاوت اكتسابى است،زيرا آيه مىفرمايد:«امااَلَّذِينَ شَقُوا»(آنها كه شقاوتمند شدند)و يا مىگويد:«أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا»(اما آنها كه سعادتمند شدند)، اگر شقاوت و سعادت ذاتى بود مىبايست گفته شود:«اما الأشقياء و اما السعداء» و مانند آن.و از اين جا روشن مىشود آنچه در تفسير فخر رازى آمده كه«در اين آيات خداوند از هم اكنون حكم كرده كه گروهى در قيامت سعادتمندند و گروهى شقاوتمند،و كسانى را كه خداوند محكوم به چنين حكمى كرده و مىداند سرانجام در قيامت سعيد يا شقى خواهند بود محال است تغيير پيدا كنند،و الّا لازم مىآيد كه خبر دادن خداوند كذب،و عملش جهل شود و اين محال است!»...
بكلى بىاساس است.
اصولا اگر ما-آنچنان كه فخر رازى و همفكرانش مىپندارند-محكوم به سعادت و شقاوت ذاتى باشيم و بدون اراده به بديها و نيكيها كشانده شويم تعليم و تربيت لغو و بيهوده خواهد بود،آمدن پيامبران و نزول كتب آسمانى و نصيحت و اندرز و تشويق و توبيخ و سرزنش و ملامت و مؤاخذه و سؤال و بالاخره كيفر و پاداش همگى بىفايده يا ظالمانه محسوب مىگردد.
[*]...وَ لٰكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُانشقه...«...ولى(اكنون براى ميدان تبوك)راه بر آنها دور(و پرمشقت )است...»توبه٤٢/.
[**]فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوافىاَلنّٰارِ لَهُمْ فِيهٰا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ.هود١٠٦/.