شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٢ - درجات (احقاف١٩/ )
در اين آيه جملۀ:اِدّارأتُمْ بر وزن افّٰاعَلْتُمْ اصلش«تَدارَأْتُمْ»بوده(تفاعلتم)از باب تفاعل كه براى تخفيف در لفظ،حرف تاء به دال تبديل و ساكن شده سپس دو حرف همجنس دال در هم ادغام شده و براى اجتناب از ابتدابهساكن بودن كلمه،الفِ وصل بر سر آن در آمده و افّٰاعَلْتُمْ يا ادّارَأْتُم شده است.(ج ١٩٠/١٠ تا ١٩٢ با اقتباس از مفردات راغب)
درج
«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ»
استدراج:(اعراف١٨٢/.)[*]
به طورى كه اهل لغت گفتهاند،«استدراج»دو معنى دارد،يكى اين كه چيزى را تدريجاً بگيرند(زيرا اصل اين واژه از«درجة»گرفته شده كه به معنى«پلّه»است،همان گونه كه انسان در صعود و نزول از طبقات پايين عمارت به بالا،يا به عكس،از پلهها استفاده مىكند،همچنين هرگاه چيزى را تدريجاً و مرحله و به مرحله بگيرند يا گرفتار سازند به اين عمل استدراج گفته مىشود).
معنى ديگر«استدراج»،«پيچيدن»است،همان گونه كه يك طومار را به هم مىپيچند(اين دو معنى را«راغب»در كتاب«مفردات»نيز آورده است)،ولى با دقت روشن مىشود كه هر دو به يك مفهوم كلى و جامع يعنى«انجام تدريجى»بازمىگردد .
«استدراج»در دو مورد از قرآن مجيد آمده است،يكى در آيۀ مورد بحث(اعراف١٨٢/.) و ديگر آيۀ ٤٤ سورۀ«قلم»،و در هر دو مورد دربارۀ انكاركنندگان آيات الهى است.[**](ج ٧ ٣٢/.)
درجات:(احقاف١٩/.)[***]
جمع«درجه»معمولاً به پلههايى گفته مىشود كه از آن به سمت بالا مىروند،در مقابل آن واژۀ«دركات»جمع«درك»(بر وزن مرگ)است و به پلههايى گفته مىشود كه از آن به طرفِ پايين حركت مىكنند،لذا در مورد بهشت،«درجات»و در مورد دوزخ«دركات»گفته
[*]وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ.«و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند تدريجاً از آن راه كهنمىدانند گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد»اعراف١٨٢/.
**) در مورد«مجازات استدراجى»رجوع فرماييد به تفسير نمونه،جلد هفتم،صفحه ٣٢ به بعد.
[***]وَ لِكُلٍّ دَرَجٰاتٌ مِمّٰا عَمِلُوا...احقاف١٩/.