شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢ - يَدْمَغُهُ (انبياء١٨/ )
اسم هر دو آمده است.
آيۀ مورد بحث به گروهى اشاره مىكند كه آنها نيز از شركت در جهاد معاف شدند،مىگويد:
«همچنين برآن گروه ايراد نيست كه وقتى نزد تو آمدند كه مركبى براى شركت در ميدان جهاد در اختيارشان بگذارى،گفتى مركبى در اختيار ندارم كه شما را برآن سوار كنم،ناچار از نزد تو خارج شدند در حالى كه چشمانشان اشكبار بود(وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ)و اين اشك به خاطر اندوهى بود كه از نداشتن وسيله براى انفاق در راه خدا سرچشمه مىگرفت»توبه٩٢/.
واژۀ«تفيض»در آيه فوق از«فيضان»به معنى«ريزش براثر پر شدن»است،هنگامى كه انسان ناراحت مىشود اگر ناراحتى زياد نباشد،چشمها پر از اشك مىشود بىآنكه جريان يابد، اما هنگامى كه ناراحتى به مرحلۀ شديد رسيد اشكها جارى مىشود.
اين نشان مىدهد كه اين گروه از ياران پيامبر(ص)به قدرى شيفته و دلباخته و عاشق جهاد بودند كه نه تنها از معاف شدن خوشحال نشدند،بلكه همچون كسى كه بهترين عزيزانش را از دست داده است،در غم اين محروميت اشك مىريختند.[*](ج ٨٣/٨.)
د م غ
يَدْمَغُهُ:(انبياء١٨/.)[**]
در اصل از«دَمْغ»گرفته شده و به معنى«شكستن سر تا دماغ»است.[***]«راغب»مىگويد:
به معنى«شكستن جمجمه و مغز سر»است كه حسّاسترين نقطۀ بدن انسان محسوب مىشود.
آيۀ مورد بحث با لحن قاطعى براى ابطال اوهام بىخردانى كه دنيا را بىهدف يا تنها مايۀ سرگرمى مىپندارند چنين مىگويد:اين جهان مجموعهاى است از حق و واقعيت،چنين نيست كه اساس آن بر باطل بوده باشد«بلكه ما حق را بر سر باطل مىكوبيم تا آن را نابود و هلاك سازد(و درهمش شكند)و به اين ترتيب باطل محو و نابود مىشود...»انبياء١٨/.
اين آيه تعبير رسايى است براى غالب بودن لشكر حق،غلبهاى چشمگير و قاطع؛يعنى ما همواره دلايل عقلى و استدلالات روشن و معجزات آشكار خود را در برابر پندارها و اوهام
[*]واژۀ«دمع»دو بار در قرآن مجيد آمده است،يكى در آيۀ فوق و ديگرى در آيۀ ٨٣ سورۀ مائده.
[**]بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبٰاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذٰا هُوَ زٰاهِقٌ...انبياء١٨/.
[***] لغات قرآن در تفسير مجمع البيان،ماده«دمغ».