شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٩ - سَكَنَ (انعام١٣/ )
فريضۀ نماز شوند و نماز آنها در اين حال باطل است،فلسفۀ آن هم روشن است،زيرا نماز گفتگوى بنده و راز و نياز او با خداست و بايد در نهايت هوشيارى انجام شود و افراد مست از اين مرحله دور و بيگانهاند.(ج ٣٩٥/٣،ج ٧٠/٥،ج ٣٨/١١ و ٢٩٠،ج ٢٥٤/٢٢.)
سَكْرَةُ الْمَوْت«سكرۀ مرگ»(ق١٩/.)[*]
حالتى است شبيه به مستى كه براثر فرارسيدن مرگ،به صورت هيجان و انقلاب فوقالعادهاى به انسان دست مىدهد و گاه بر عقل او چيره مىشود و او را در اضطراب و ناآرامى شديدى فرومىبرد .
چگونه چنين نباشد در حالى كه مرگ يك مرحلۀ انتقالى مهم است كه بايد انسان در آن لحظه تمام پيوندهاى خود را با جهانى كه ساليان دراز با آن خو گرفته بود قطع كند و در عالمى گام بگذارد كه براى او كاملا تازه و اسرارآميز است،بخصوص اين كه در لحظۀ مرگ انسان درك و ديد تازهاى پيدا مىكند،بىثباتى اين جهان را با چشم خود مىبيند و حوادث بعد از مرگ را كموبيش مشاهده مىكند، اينجاست كه وحشتى عظيم سر تا پاى او را فرامىگيرد و حالتى شبيه مستى به او دست مىدهد،ولى«مست»نيست.
حتى انبياء و مردان خدا كه در لحظه مرگ از آرامش كاملى برخوردارند از مشكلات و شدايد اين لحظۀ انتقالى بىنصيب نيستند،چنان كه در حالات پيامبر(ص)آمده است كه در لحظات آخر عمر مباركش دست خود را در ظرف آبى مىكرد و به صورت مىكشيد و«لاٰ الٰهَ الاّ اللّٰه»مىگفت و مىفرمود:
انّ للموت سكرات.[١]«مرگ سكراتى دارد»[**].(ج ٢٥٤/٢٢.)
سكن
سَكَنَ:(انعام١٣/.)[***]
از مادّۀ«سكن»و«سكون»به معنى«توقف و قرار گرفتن در چيزى»است،خواه اين كه
[*]وَ جٰاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذٰلِكَ مٰا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ.«و سرانجام سكرات مرگ به حق فرامىرسد (و به انسانگفته مىشود)اين همان چيزى است كه از آن مىگريختى!»ق١٩/.
[١] روح البيان،ج ١١٨/٩.
[**] دربارۀ«سكرۀ مرگ»به نهج البلاغه،خطبههاى ٢٠ و ١٠٩ مراجعه فرماييد.
[***]وَ لَهُ مٰا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ...«و براى اوست آنچه در شب و روز قرار دارد...»انعام١٣/.