شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨ - داع (بقره١٨٦/ )
منكران معاد از روى استهزاء مىگويند:اگر راست مىگوييد اين وعدۀ قيامت چه زمانى است؟چرا دقيقاً تاريخ آن را تعيين نمىكنيد؟چرا تكليف همه را از اين نظر روشن نمىسازيد؟.
خداوند پس ازآنكه در پاسخ آنها مىفرمايد:«بگو علم به زمان وقوع رستاخيز فقط نزد پروردگار است...»در آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«هنگامى كه آن وعدۀ الهى و عذاب را از نزديك مشاهده كنند،صورت كافران زشت و سياه مىشود(به گونهاى كه آثار غم و اندوه از آن مىبارد)و به آنها گفته مىشود:اين همان چيزى است كه تقاضاى آن را داشتيد!»(وَ قِيلَ هٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ).ملك٢٧/.
اين مضمون در حقيقت شبيه همان است كه در آيۀ ١٤ ذاريات خطاب به كفار آمده است كه روز قيامت به آنها گفته مىشود:
...هٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ.«...اين همان چيزى است كه براى آن عجله داشتيد»و به هر حال ناظر به عذاب قيامت است همان گونه كه اكثر مفسران گفتهاند،ولى دليلى مىشود بر اين كه:جملۀ«مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ»نيز اشاره به وعدۀ قيامت است.
حاكم ابو القاسم حسكانى مىگويد:هنگامى كه كافران مقامات على عليه السلام را نزد خداوند مشاهده كردند صورتهاى آنها(از شدت خشم و غضب)سياه شد[١].
در حديثى از امام باقر عليه السلام نيز همين معنى نقل شده كه اين آيه دربارۀ امير مؤمنان على عليه السلام و يارانش نازل شده است[٢].
البته اين تفسير كه از طرق شيعه و اهل سنّت،نقل شده از قبيل نوعى تطبيق است وگرنه مورد آيه،مربوط به رستاخيز و قيامت است و اين قبيل تطبيقها در لسان روايات كم نيست.[*]
(ج ٣٥٣/٢٤-٣٥٤.)
داع:(بقره١٨٦/.)[**]
در اصل از مادّۀ«دعو»و«دَعْوَة»و«دُعا»گرفته شده و به معنى«خواندن و طلب كردن و نيز يارى جستن»است،واژۀ«داع»اسم فاعل به معنى«خواندن و طلبكننده»و اصل آن داعى
[١]مجمع البيان،ج ٣٣٠/١٠.
[٢] نور الثقلين،ج ٣٨٥/٥.
*) در تفسير نمونه(ج ٤١٨/١٨.)ذيل آيۀ ٥٧ سورۀ يس دربارۀ واژۀ«يدّعون»گفتگو شده است.
[**]وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.بقره١٨٦/.