شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦ - دَلَّهُم (سباء١٤/)
واژۀ«دُكّان»نيز به محلى گفته مىشود كه صاف و بدون پستى و بلندى باشد[**]و«دكّة»نيز به سكّويى مىگويند كه آن را صاف و آمادۀ نشستن كرده باشند.[***](ج ٤٤٩/٢٤،ج ٤٦٩/٢٦.)
دلك
دلوك:(اسراء٧٨/.)[****]
بر وزن«ملوك»به معنى«زوال آفتاب از دايرۀ نصف النهار»است كه وقت ظهر مىباشد و در اصل از مادّۀ«دلك»به معنى«ماليدن»گرفته شده،چرا كه انسان در آن موقع براثر تابش خورشيد چشم خود را مىمالد و يا به معنى«متمايل شدن»است و«دلوك الشّمس»(در آيۀ مورد بحث)وقتى است كه خورشيد از دايرۀ نصف النهار به سمت مغرب متمايل مىشود و يا اين كه انسان دست خود را در مقابل آفتاب حايل مىكند،گويى نور آن را از چشم خود كنار مىزند و متمايل مىسازد.
در رواياتى كه به ما رسيده،«دلوك»به همين معنى«زوال خورشيد»تفسير شده است.
(ج ٢٢١/١٢.)
دلل
دَلَّهُم:(سباء١٤/)[*****]
از«دلالت»به معنى«راهنمايى كردن»و چنان كه«راغب»در مفردات مىگويد«دلالت» مصدر است،يعنى آنچه بهوسيلۀ آن شناسايى چيزى حاصل مىشود،مثل دلالت الفاظ بر معنى و
[**]بعضى از علماى لغت گفتهاند كه حرف نون در«دكّان»زايد است،چنان كه حرف نون در واژۀ«سلطان»زايداست.(ترجمه و شرح مفردات راغب،ج ٧٦٩/١.)
***) پيرامون واژۀ«دكّ»در تفسير نمونه،جلد ٣٥٥/٦ ذيل آيه ١٤٣ سورۀ اعراف و جلد ٤٦٩/٢٦،ذيل آيۀ ٢١ سورۀفجر بحث و گفتگو شده است.
[****]أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ...«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب(نيمهشب)بر پا دار و همچنين قرآن فجر(نماز صبح)را...»اسراء٧٨/.
[*****]فَلَمّٰا قَضَيْنٰا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مٰا دَلَّهُمْ عَلىٰ مَوْتِهِ إِلاّٰ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ...سباء١٤/.