شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٣٨ - سارب (رعد١٠/ )
سراب:(نور٣٩/.)[*]
در اصل از مادّۀ«سرب»(بر وزن طرف)به معنى«راه رفتن در سراشيبى»است و از آنجا كه در بيابانها در هواى گرم به هنگامى كه انسان در سراشيبى حركت مىكند از دور تلألوئى به نظرش مىرسد كه در آنجا آب وجود دارد،در حالى كه چيزى جز انعكاس و شكست نور آفتاب نيست،سپس به هر چيزى كه ظاهرى دارد اما حقيقتى در آن نيست«سراب»گفته مىشود.
دانشمندان فيزيكدان امروز مىگويند،هنگامى كه هوا گرم مىشود طبقه هواى مجاور زمين براثر شدت گرما انبساط بيشترى پيدا مىكند و با تودۀ مجاور تفاوت مىيابد،امواج نور در آن مىشكند و سراب به خاطر همين شكست نور است.
به هر حال آيۀ مورد بحث اعمال كفار را به سرابى تشبيه كرده است در يك كوير كه انسان تشنه آن را از دور آب مىپندارد.(ج ٤٩٠/١٤،ج ٣٥/٢٦.)
سارب:(رعد١٠/.)[**]
از مادّۀ«سرب»(بر وزن ضرر)در اصل به معنى«آب روان و جارى»است(رونده)سپس به انسانى كه دنبال كارى در حركت است گفته شده.
در اين بخش از آيات،سخن از علم وسيع پروردگار و آگاهى او بر همه چيز است،همان علمى كه سرچشمۀ نظام آفرينش و شگفتيهاى خلقت و دلايل توحيد است،همان علمى كه پايۀ معاد و دادگاه بزرگ قيامت است،آيه مىگويد:
«براى خداوند تفاوت نمىكند كسانى كه پنهانى سخن بگويند،يا آشكار سازند و آنها كه مخفيانه در دل شب و در ميان پردههاى ظلمت گام بر مىدارند و آنها كه آشكارا در روز روشن به دنبال كار خويش مىروند»(وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سٰارِبٌ بِالنَّهٰارِ)رعد١٠/.
اصولا براى كسى كه در همه جا حضور دارد،نور و ظلمت،تاريكى و روشنى،غيب و شهود مفهومى ندارد،او به طور يكسان از همۀ اينها آگاه و باخبر است.(ج ١٣٦/١٠.)
[*]وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمٰالُهُمْ كَسَرٰابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مٰاءً...«و كسانى كه كافر شدند اعمالشان همچون سرابى استدر يك كوير كه انسان تشنه،آن را از دور آب مىپندارد...»نور٣٩/.
[**]سَوٰاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سٰارِبٌ بِالنَّهٰارِ.رعد١٠/.