شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٨ - صَخْر (فجر٩/ )
ج ١٣٤/٢٦-١٨١.)
صخخ
صاخَّة:(عبس٣٣/.)[*]
از مادّۀ«صخّ»در اصل به معنى صوت(آواز)شديدى است كه گوش انسان را كر مىكند.
در اين آيه مىخوانيم:
«هنگامى كه آن صداى مهيب(صيحۀ رستاخيز)بيايد(كافران در اندوه عميقى فرومىروند )»(فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ)عبس٣٣/.
بنابراين،اشاره به«نفخۀ دوم صور»است،همان صيحۀ عظيمى كه صيحۀ بيدارى و حيات مىباشد و هنگامى را زنده و به عرصۀ محشر دعوت مىكند.
آرى اين صيحه،چنان عظيم و تكاندهنده است كه انسان را از همه چيز جز خودش و اعمالش و سرنوشتش غافل مىسازد.(ج ١٥٧/٢٦.)
ص خ ر
صَخْر:(فجر٩/.)[**]
جمع«صخرة»به معنى«سنگهاى سخت بزرگ»است.آيۀ مورد بحث به سراغ اقوام طغيانگر پيشين مىرود،مىفرمايد:«آيا نديدى پروردگارت با قوم ثمود چه كرد،همان قومى كه صخرههاى عظيم را در وادى مىبريدند»و از آن خانهها و كاخها مىساختند.
به هر حال منظور در اين جا بريدن قطعات كوهها و ايجاد خانههاى مطمئن است، همان گونه كه در آيۀ ٨٢ سورۀ حجر دربارۀ همين قوم ثمود مىخوانيم:
وَ كٰانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُيُوتاً آمِنِينَ.«آنها در دل كوهها خانههاى امن مىتراشيدند» نظير همين معنى در آيۀ ١٤٩ سورۀ شعرا نيز آمده،و در آنجا تعبير به بيوتا فارهين شده كه دليل بر
[*]فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ.عبس٣٣/.
[**]وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ.«و قوم ثمود كه صخرههاى عظيم را از دره مىبريدند(و از آن خانه و كاخمىساختند)فجر٩/.