شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٥٧ - زلق (كهف٤٠/ )
سرانجامى نيك است»ص٤٠/.(ج ١٠٨/١٨،ج ٢٨٩/١٩.)
زلق
لَيُزْلِقُونَكَ:(قلم٥١/.)[*]
از مادّۀ«زلق»(بر وزن شفق)به معنى«لغزيدن و بر زمين افتادن و كنايه از هلاكت و نابودى»است و به همين مناسبت،بسيارى از مفسران پيرامون آيۀ:وَ إِنْ يَكٰادُ...گفتهاند:منظور اين است كه دشمنان،هنگامى كه آيات با عظمت قرآن را از پيامبر(ص)مىشنيدند به قدرى خشمگين و ناراحت مىشدند و با عداوت به او نگاه مىكردند كه گويى مىخواستند آن حضرت را با چشمان خود بر زمين افكنند و نابود كنند.
و در توضيح اين معنى جمعى افزودهاند كه آنها مىخواستند از طريق چشم زدن كه بسيارى از مردم به آن عقيده دارند و مىگويند در بعضى از چشمها اثر مرموزى نهفته است كه با يك نگاه مخصوص ممكن است طرف را بيمار يا هلاك كند،پيامبر(ص)را از بين ببرند.
تفسير ديگرى به نظر مىرسد و آن اين كه:آنها وقتى آيات قرآن را مىشنيدند آنقدر مجذوب مىشدند و در برابر آن اعجاب مىكردند كه مىخواستند پيامبر(ص)را چشم بزنند،زيرا چشم زدن در برابر امور بسيار اعجابانگيز است.(ج ٤٢٤/٢٤.)
زلق:(كهف٤٠/.)[**]
بر وزن«شفق»در لغت به معنى«لغزيدن»و در اصطلاح به معنى سرزمينى است صاف و بدون هيچگونه گياه(زمين باير)آنچنان كه پاى انسان برآن بلغزد.
جالب توجه اين كه امروز براى اين كه شنهاى روان را ثابت كنند و از فرورفتن آباديها در زير طوفانهاى شن جلوگيرى به عمل آورند سعى مىكنند گياهان و نباتات و درختانى در آنها برويانند و به اصطلاح از حالت«زلق و لغزندگى»بيرون آيد و مهار شود.
آيۀ مورد بحث دربارۀ گفتگوى مرد با ايمان و موحّد است كه به رفيق مغرور خود هشدار
[*]وَ إِنْ يَكٰادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ.«نزديك است كافران هنگامىكه آيات قرآن را مىشنوند تو را با چشمان خود هلاك كنند و مىگويند او ديوانه است»قلم٥١/.
[**]...فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً.«...آنچنان كه آن را(آن باغ را)به زمين بىگياه و لغزندهاى تبديل كند!»كهف٤٠/.