شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٢ - شجر١٧٢٨ ملعونه (اسراء٦٠/ )
قرآن در آيات مورد بحث،اين شجرۀ ملعونه را وسيلهاى براى آزمايش مردم معرفى مىكند،چرا كه مشركان لجوج آن را به سخريه مىگيرند و مؤمنان راستين در برابر آن تسليمند.
ممكن است سؤال شود كه اين شجره در قرآن به عنوان«شجرۀ ملعونه»نيامده است؟ در پاسخ مىگوييم ممكن است منظور لعن خورندگان آن باشد،بعلاوه لعن چيزى جز بعد از رحمت خدا نيست و بديهى است چنين درختى،از رحمت پروردگار بسيار دور است.
ب)«شجرۀ ملعونه»قوم سركش يهود هستند،آنها همانند درختى هستند با شاخ و برگ فراوان،امّا مطرود درگاه پروردگار.
فخر رازى در تفسير خود روايتى در اين زمينه از ابن عباس مفسر معروف اسلامى نقل مىكند.
اين تفسير متناسب با حديثى است كه از عائشه نقل شده كه رو به مروان كرد و گفت:
لعن اللّه اباك و انت فى صلبه فانت بعض من لعنه اللّه.«خدا پدر تو را لعنت كرد،در حالى كه تو در صلب او بودى،بنابراين تو بخشى هستى از كسى كه خدايش لعن كرده است!»[١].
باز در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه در كجاى قرآن،شجرۀ خبيثۀ بنى اميه،مورد لعن واقع شده است؟ در پاسخ مىگوييم در سورۀ ابراهيم آيۀ ٢٦،آنجا كه سخن از«شجرۀ خبيثه»به ميان آمده، با توجه به مفهوم وسيعى كه شجرۀ خبيثه دارد و با توجه به رواياتى كه در تفسير آن وارد شده و شجرۀ خبيثه را به بنى اميه تفسير كرده،و نيز با توجه به اين كه«خبيثه»از نظر معنى با«ملعونه» متلازم است،مىتوان گفت كه در قرآن ذكر شده است[٢].
قابل توجه اين كه بسيارى از اين تفسيرها و يا همۀ آنها،منافاتى با هم ندارند و ممكن است«شجرۀ ملعونه»در قرآن اشاره به هر گروه منافق و خبيث و مطرود درگاه خدا،مخصوصا
[١]تفسير قرطبى،ج ٣٩٠٢/٦ و تفسير فخر رازى،ج ٢٣٧/٢٠.
[٢] تفسير نور الثقلين،ج ٥٣٨/٢.