شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٦ - تَذْرُوهُ (كهف٤٥/ )
١٧٩/٩،ج ٢٦٣/١٦.)
ذِراع:(حاقه٣٢/.)[*]
به معنى«فاصلۀ آرنج تا نوك انگشتان»است(حدود نيم متر)كه واحد طول نزد عرب بوده،و يك مقياس طبيعى است،ولى بعضى گفتهاند كه اين ذراع در آيۀ مورد بحث غير از ذراع معمول است،به طورى كه هر ذراع از آن فاصلههاى عظيمى را در بر مىگيرد،مىفرمايد:
«بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد!»حاقه٣٢/.
تعبير به هفتاد ذراع در آيۀ فوق ممكن است از باب تكثير باشد،زيرا عدد هفتاد از اعدادى است كه غالباً براى كثرت به كار مىرود و نيز ممكن است كه منظور همان عدد هفتاد باشد،به هر حال چنان زنجيرى را كه در آيه از آن نام برده شده است،آنچنان اطراف مجرمان مىپيچند كه سر تا پاى آنها را فرامىگيرد .
آيۀ فوق به گوشهاى از عذابهاى مجرمان در قيامت اشاره كرده است.(ج ٤٦٩/٢٤.)
ذ ر و/ى
تَذْرُوهُ:(كهف٤٥/.)[**]
از مادّۀ«ذرو»[***](بر وزن مرو)به معنى«بر باد دادن و پراكنده ساختن»است[ذرا،يذرو، ذريا و ذروا]،اسم فاعل آن«ذارى»به معنى پاشنده است كه در اصل زارو بوده است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ آغاز و پايان زندگى و ناپايدارى نعمتهاى جهان ماده است، مىفرمايد:
«زندگى دنيا را براى آنها به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرومىفرستيم و بهوسيله آن گياهان زمين،سرسبز و درهم فرومىروند ،اما بعد از مدتى مىخشكند،به گونهاى كه بادها آنها را به هر سو پراكنده مىكنند...»(تَذْرُوهُ الرِّيٰاحُ)كهف٤٥/.
اين قطرههاى حياتبخش بر كوه و صحرا مىريزد،دانههاى آمادهاى كه در زمينهاى
[*]ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً فَاسْلُكُوهُ.حاقه٣٢/.
[**]...فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيٰاحُ..كهف٤٥/.
[***] واژههاى قرآن مىنويسد:«ذرى»به معناى همان«ذرو»است چيزى كه هست در«ذرو»از باب(نصر ينصر)و«ذرى»از باب(ضرب يضرب)آمده است.