شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٢٤ - ريح (يوسف٩٤/ )
ولى تمام اينها مصاديقى است از مفهوم كلى و جامع اين دو واژه كه در قبل گفته آمد.[*]
(ج ٢٨١/٢٣-٢٨٢.)
رُوحنا:(تحريم١٢/.)[**]
منظور از«روحنا»(روح ما)اشاره به يك روح با عظمت و متعالى است و به اصطلاح اين گونه اضافه-همانطور كه در قبل اشاره كرديم-«اضافۀ تشريفيه»است كه براى بيان عظمت چيزى آن را به خدا اضافه مىكنيم،مانند اضافۀ«خانه»به خدا در تعبير«بيت اللّه» وگرنه خداوند نه روح دارد و نه خانه و بيت.
آيۀ مورد بحث دربارۀ دومين زن با شخصيت،يعنى«مريم»است كه الگويى براى افراد با ايمان محسوب مىشود،مىفرمايد:
«مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم...»(فَنَفَخْنٰا فِيهِ مِنْ رُوحِنٰا...)تحريم١٢/.
و او به فرمان خدا بدون داشتن همسر،فرزندى آورد كه پيامبر اولوالعزم پروردگار شد.
در آيات مختلف قرآن مطالب زيادى دربارۀ شخصيّت اين زن با ايمان و مقام والاى او ديده مىشود كه قسمت مهمى از آن در همان سورهاى است كه به نام او ناميده شده.
و به هر حال قرآن با اين تعبيرات دامان مريم را از سخنان ناروايى كه جمعى از يهوديان آلوده و جنايتكار دربارۀ او مىگفتند و شخصيّت و حتى پاكدامنى او را زير سؤال مىبردند،پاك مىشمرد و مشت محكمى بر دهان بدگويان مىكوبد.(ج ٤٩٥/١٣،ج ٣٠٥/٢٤-٣٠٦.)
ريح:(يوسف٩٤/.)[***]
به معنى«باد»و نيز به معنى«بو»آمده است(در اصل«روح»بوده،و او به ياء بدل شده
*)راغب در مفردات مىگويد:روح(بر وزن لوح)و روح(بر وزن نوح)هر دو در اصل به يك معنى است و به معنى«جان»و«تنفس»است،سپس روح(بر وزن لوح)به رحمت و فرج(گشايش كار)آمده(به خاطر اين كه هميشه به هنگامگشايش مشكلات،روح و جان تازهاى به انسان دست مىدهد و نفس آزاد مىكشد)،آيۀ ٨٧ سورۀ يوسف ناظر بر اينمعناست.(نمونه،٥٨/١٠.)
[**]وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرٰانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِيهِ مِنْ رُوحِنٰا.تحريم١٢/.
[***]...قٰالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ...«...يعقوب پدرشان گفت:من بوى يوسف را استشمام مىكنم...»يوسف٩٤/.