شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٨ - تَضْحى (طه١١٩/ )
در اين كه چه چيز سبب خنده سليمان شد مفسران سخنان گوناگونى دارند:ظاهر اين است كه نفس اين قضيّه مطلب عجيبى بود كه مورچهاى همنوعان خود را از لشكر عظيم سليمان بر حذر دارد و آنها را به عدم توجه نسبت دهد.اين امر عجيب سبب خنده سليمان شد.
بعضى گفتهاند اين خندۀ شادى بود،چرا كه سليمان متوجه شد حتّى مورچگان به عدالت او و لشكريانش معترفند و تقواى آنها را مىپذيرند.
و بعضى گفتهاند شادى او ازاينجهت بود كه خداوند چنين قدرتى به او داده بود كه در عين شور و هيجان لشكر از صداى مورچهاى نيز غافل نمىماند!(ج ٤٣٣/١٥-٤٣٤.)
ضحو و/ى
تَضْحى:(طه١١٩/.)[*]
از مادّۀ«ضحى»[ضحى،يضحى،ضحيّا][**]به معنى«تابيدن آفتاب بر چيزى،آزار رساندن آفتاب»است(تابش آفتاب بدون حجاب ابر و مانند آن).
در اين آيات خداوند آسايش بهشت و درد و رنج محيط بيرون آن را براى آدم چنين شرح مىدهد«تو در اين جا گرسنه نخواهى شد و برهنه نمىشوى و تو در آن تشنه نخواهى شد و آفتاب سوزان آزارت نمىدهد»(لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰ)طه١١٩/.
در اين جا سؤالى براى مفسران مطرح شده و آن اين كه چرا در اين آيات تشنگى با تابش آفتاب،و گرسنگى با برهنگى ذكر شده،در حالى كه معمولا تشنگى را با گرسنگى همراه مىآورند.
در پاسخ اين سؤال چنين گفتهاند كه ميان«تشنگى»و«تابش آفتاب»پيوند انكارناپذيرى است و اما جمع ميان گرسنگى و برهنگى ممكن است به خاطر اين باشد كه گرسنگى نيز نوعى از برهنگى درون از غذاست(بهتر اين است كه گفته شود اين دو-برهنگى و گرسنگى-دو نشانۀ مشخص فقر است كه معمولا با هم آورده مىشوند).
به هر حال در اين دو آيه به چهار نياز اصلى و ابتدائى انسان،يعنى نياز به غذا و آب و لباس و مسكن(پوشش در مقابل آفتاب)اشاره شده است،تأمين اين نيازمنديها در بهشت به خاطر
[*]إِنَّ لَكَ أَلاّٰ تَجُوعَ فِيهٰا وَ لاٰ تَعْرىٰوَ أَنَّكَ لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰ.طه١١٨/ و ١١٩.
[**] ضحا،يضحو،ضحوا.به همان معانى مذكور است.