شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٦ - لَنَسْفَعاً (علق١٥/ )
آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«كسانى كه تورات بر آنها نازل شد و مكلف به آن گشتند،ولى حق آن را ادا نكردند و به آياتش عمل نكردند همانند دراز گوشى هستند كه كتابهايى بر پشت خود حمل مىكند»(كَمَثَلِ الْحِمٰارِ يَحْمِلُ أَسْفٰاراً)جمعه٥/.
او از كتاب چيزى جز سنگينى احساس نمىكند و برايش تفاوت ندارد كه سنگ و چوب بر پشت دارد يا كتابهايى كه دقيقترين اسرار آفرينش و مفيدترين برنامههاى زندگى در آن است.
(ج ١١٤/٢٤.)
س ف ع
لَنَسْفَعاً:(علق١٥/.)[*]
از مادّۀ«سفع»(بر وزن عفو)،به گفته بعضى از مفسران،معانى مختلفى دارد:گرفتن و به شدت كشيدن،سيلى به صورت زدن،چهره را سياه كردن(و آن سه قطعه سنگى را كه به هنگام گذاردن ديگ بر روى آتش،پايههاى ديگ را تشكيل مىدهد نيز«سفع»مىنامند،چرا كه سياه و آلوده است)و بالاخره به معنى علامت گذاردن و خوار كردن است[١].
و از همه مناسبتر،همان معنى اول است،هرچند در آيۀ مورد بحث معانى ديگر نيز احتمال دارد.
به هر حال آيه ناظر بر ماجراى گرفتن موى پيش سر امثال ابوجهل و كشاندن او بهسوى عذاب است،آيه مىگويد:
«چنان نيست كه او خيال مىكند اگر دست از كار خود بر ندارد ناصيهاش(موى پيش سرش)را گرفته(و بهسوى عذاب مىكشانيم.)»علق١٥/.
و اين كه آيا اين ماجرا در قيامت صورت مىگيرد و يا در دنيا تحقق مىيابد و يا هر دو؟ بعيد نيست هر دو باشد و شاهدش روايت زير است:
در روايتى مىخوانيم:هنگامى كه سورۀ«الرّحمن»نازل شد،پيامبر(ص)به يارانش فرمود:
[*]كَلاّٰ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّٰاصِيَةِ.علق١٥/.
[١] فخر رازى،ج ٢٣/٣٢.