شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٠٩ - سَمىّ (مريم٦٥/ )
متنوعى كه در آسمان و زمين است مخلوق خداوند يگانه مىباشد(زيرا مقياس را خودشان قرار مىدادند كه هميشه در يك يا تعداد محدودى از كارها تسلط و مهارت داشتند)لذا براى هر نوعى از انواع موجودات خدايى قائل بودند كه از آن تعبير به«رب النوع»مىكردند،مانند رب النوع دريا،رب النوع صحرا،رب النوع باران،رب النوع آفتاب،رب النوع جنگ و رب النوع صلح! اين خدايان پندارى كه گاه از آنها به عنوان فرشتگان نيز ياد مىكردند به عقيدۀ آنها حكمرانان اين جهان بودند و در هر قسمت مشكلى پيدا مىشد به رب النوع آن پناه مىبردند، سپس از آنجا كه ربالنوعها موجودات محسوسى نبودند،تمثالهايى براى آنها ساخته و آنها را عبادت مىكردند.
اين عقايد خرافى از يونان به مناطق ديگر و سرانجام به محيط حجاز منتقل شد،ولى از آنجا كه عرب به خاطر توحيد ابراهيمى كه در ميان آنها به يادگار مانده بود نمىتوانست وجود اللّه را منكر شود،اين عقايد را به هم آميخت و در عين عقيده به وجود خداوند متعال«اللّه»اعتقاد به فرشتگانى پيدا كرد كه رابطۀ آنها با خدا رابطۀ دختر و پدر بود و بتهاى سنگى و چوبى را مظهر و تمثالهايى از آن مىدانست.
قرآن در يك عبارت كوتاه،اما كوبنده و پرقدرت مىگويد:«اينها همه نامهايى است بىمحتوا،و اسمهايى است بىمسمّى كه شما و نياكانتان بدون هيچ دليل و مدرك انتخاب كردهايد!»نه از خداى باران كه شما به اين نامش ناميدهايد كارى ساخته است و نه از خداى خيالى آفتاب و دريا و جنگ و صلح.
همه چيز از ناحيۀ خداست و همۀ عالم هستى سر بر فرمان او هستند و هماهنگى اين موجودات مختلف با يكديگر بهترين دليل بر وحدت خالق آنهاست كه اگر«آلهه»و خدايانى در كار بود نه تنها اين هماهنگى وجود نداشت،بلكه به تضاد و فساد جهان مىانجاميد.
(ج ٥١٩/٢٢-٥٢٠.)
سَمىّ:(مريم٦٥/.)[*]
اين واژه گرچه به معنى«همنام»است[**]،ولى روشن است كه منظور در آيۀ مورد بحث كه
[*]...هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا...«...آيا مثل و مانندى براى او پيدا مىكنى؟»مريم٦٥/.
[**] مانند اين آيه:...لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا.«(خطاب به زكرياست،مىفرمايد:اى زكريا!ما تو را به فرزندى كه