شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٢ - سَبَب (كهف٨٤/ )
منطقه مىزيستهاند،زيرا ضمير جمع مذكر(هم)در«مسكنهم»به آنها بازگشته است.
ولى منافاتى بين اين دو تفسير نيست،زيرا ممكن است«سبأ»در ابتدا نام كسى بوده،سپس تمام فرزندان و قوم او به آن نام ناميده شدهاند و بعد اين اسم به سرزمين آنها نيز منتقل شده است.
(ج ٥٦/١٨-٥٧.)
سبب
تَسُبُّوا:(انعام١٠٨/.)[*]
در اصل از مادّۀ«سبّ»به معنى«دشنام دادن»گرفته شده است.
در آيۀ مورد بحث تأكيد شده است كه هيچگاه بتها و معبودهاى مشركان را دشنام ندهيدلاٰ تَسُبُّوا)،زيرا اين عمل سبب مىشود كه آنها نيز نسبت به ساحت قدس خداوند همين كار را از روى ظلم و ستم و جهل و نادانى انجام دهند.
به طورى كه از بعضى روايات استفاده مىشود،جمعى از مؤمنان براثر ناراحتى شديد كه از مسئله بتپرستى داشتند،گاهى بتهاى مشركان را به باد ناسزا مىگرفتند و به آنها دشنام مىدادند، قرآن صريحا از اين موضوع نهى كرد و رعايت اصول ادب و نزاكت را در بيان،حتى در برابر خرافىترين و بدترين اديان لازم مىشمارد.
دليل اين موضوع روشن است،زيرا با دشنام و ناسزا نمىتوان كسى را از مسير غلط بازداشت،بلكه به عكس،تعصب شديد آميختۀ با جهالت كه در اين گونه افراد است،سبب مىشود كه به اصطلاح روى دندۀ لجاجت افتاده،در آيين باطل خود راسختر شوند،سهل است زبان به بدگويى و توهين نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشايند،زيرا هر گروه و ملّتى نسبت به عقايد و اعمال خود،تعصّب دارد.(ج ٣٩٣/٥-٣٩٤.)
سَبَب:(كهف٨٤/.)[**]
جمع آن«اسباب»است و در اصل به معنى طنابى است كه بهوسيلۀ آن از درختان نخل بالا
[*]وَ لاٰ تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَيَسُبُّوا اللّٰهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ...«(معبود)كسانى را كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد مبادا آنها(نيز)از روى ظلم و جهل خدا را دشنام دهند...»انعام١٠٨/.
[**]إِنّٰا مَكَّنّٰا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْنٰاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً.كهف٨٤/.