شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٤٢ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
رَجْماً:(كهف٢٢/.)[*]
واژۀ«رجم»در اصل به معنى«سنگ يا پراندن سنگ»است،سپس به هر نوع تيراندازى اطلاق شده است و گاه به معنى كنايى«متّهم ساختن»يا«قضاوت به ظنّ و گمان»استعمال مىشود،آيۀ مورد بحث دربارۀ اختلاف در تعداد نفرات اصحاب كهف است،مىفرمايد:
«...و گروهى مىگويند پنج نفر بودند كه ششمين آنها سگ آنها بود،همۀ اينها سخنانى بىدليل و تير در تاريكى است...»(رَجْماً بِالْغَيْبِ)كهف٢٢/.
كلمۀ«بالغيب»در آيۀ فوق تأكيدى است بر معناى اخير الذكر،يعنى غايبانه قضاوت بىمأخذ دربارۀ چيزى كردن.
اين تعبير شبيه همان چيزى است كه در فارسى مىگوييم«تير در تاريكى انداختن»از آنجا كه انداختن تير در تاريكى غالبا به هدف اصابت نمىكند اين نوع قضاوتها غالبا درست از آب در نمىآيد.(ج ٣٨٣/١٢ و ٣٨٦.)
رُجُوم:(ملك٥/.)[**]
گفتيم كه«رجم»در اصل به معنى«سنگ يا پراندن سنگ»است،آنگاه به هر نوع تيراندازى اطلاق شده است.
آيۀ مورد بحث مىگويد:
«...و آنها(شهب)را تيرهايى براى شياطين قرار داديم...»(وَ جَعَلْنٰاهٰا رُجُوماً لِلشَّيٰاطِينِ)ملك٥/.
تعبير به«رجوم»(تيرها)در آيۀ فوق،اشاره به شهابهاست كه همچون تيرى از يك سوى آسمان بهسوى ديگر پرتاب مىشود.
مىدانيم«شهب»باقيماندۀ ستارگانى است كه طى حوادثى از هم متلاشى شده،بنابراين مقصود از قرار دادن تيرهاى شهاب براى شياطين،اشاره به همين سنگريزههاى مخصوص است و اما اين كه چگونه شياطين با تيرهاى شهاب كه سنگهاى كوچك سرگردانى در آسمانها هستند نشانهگيرى مىشوند،شرح آن را در تفسير نمونه،جلدهاى ٤٢/١١ و ١٥/١٩ به بعد مطالعه فرماييد.(ج ٣٨٦/١٢،ج ٣٢٣/٢٤.)
*)...وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سٰادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ...كهف٢٢/.
**)...وَ جَعَلْنٰاهٰا رُجُوماً لِلشَّيٰاطِينِ...ملك٥/.