شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٠ - تَصْدِية (انفال٣٥/ )
است،چرا كه آنها به پيامبر اسلام(ص)افترا مىزدند كه قرآن را با فكر خود ساخته و به خدا نسبت داده است،مىفرمايد:
«شايسته نيست كه اين قرآن بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شده باشد»سپس به ذكر دليل بر اصالت قرآن و وحى آسمانى بودنش پرداخته،مىگويد:
«ولى اين قرآن كتب آسمانى پيش از خود را تصديق مىكند»(وَ لٰكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ)يونس٣٧/.
يعنى تمام بشارات و نشانههاى حقانيتى كه در كتب آسمانى پيشين آمده بر قرآن و آورندۀ قرآن كاملا منطبق است و اين خود ثابت مىكند كه تهمت و افترا بر خدا نيست و واقعيت دارد، اصولا خود قرآن از باب«آفتاب آمد دليل آفتاب»شاهد صدق محتواى خويش است.و از اين جا روشن مىشود كسانى كه اين گونه آيات قرآن را دليل بر عدم تحريف تورات و انجيل گرفتهاند در اشتباهند،زيرا قرآن مندرجات اين كتب را كه در عصر نزول قرآن وجود داشتند،تصديق نمىكند بلكه نشانههايى كه از پيامبر(ص)و قرآن در اين كتب بوده مورد تأييد قرار داده است.
(ج ٢٨٧/٨-٢٨٨.)
ص د ى
تَصَدّى:(عبس٦/.)[*]
از مادّۀ«صدى»(بر وزن فتى)در اصل به معنى صدايى است كه از كوه بر مىگردد در فارسى آن را«پژواك»مىگويند،سپس كلمۀ«تصدّى»به معنى روبروى چيزى قرار گرفتن و توجه كامل به آن كردن بهكاررفتهاست ،چنان كه آيه مىفرمايد:«تو به او روى مىآورى(و توجه مىكنى)»عبس٦/.(١٢٨/٢٦.)
تَصْدِية:(انفال٣٥/.)[**]
به معنى«دست به هم زدن»(كف زدن)و سر و صدا ايجاد كردن است و كفار با اين عمل
(تورات)...».
[*]فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّٰىعبس٦/.
[**]مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً.«نماز آنها(كه مدعى هستند ما هم نماز داريم)نزد خانه(خدا)چيزى جز«سوت كشيدن»و«كف زدن»نبود...»انفال٣٥/.