شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥ - دَسّاها (الشمس١٠/ )
چيزى در چيزى توأم با كراهت»است[دَسَّ،يَدُسُّ،دَسّاً].
آيۀ مورد بحث دربارۀ عرب جاهلى و زنده به گور كردن دختران سخن مىگويد،مىفرمايد:
«...آيا اين ننگ را بر خود بپذيرد و دختر را نگهدارد و يا آن را زنده زير خاك پنهان سازد...»(أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرٰابِ)نحل٥٩/.و«دسيسه»به كارهاى مخفيانۀ زيانبار گفته مىشود.
آيۀ فوق به بخشى از بدعتهاى شوم و عادتهاى زشت مشركان مىپردازد تا آنجا كه وقتى به يكى از آنها بشارت مىدادند كه خدا دخترى به تو داده آنچنان از فرط ناراحتى چهرهاش تغيير مىكرد كه صورتش سياه مىشد و كار به همينجا پايان نمىگرفت،بلكه براى نجات از اين ننگ و عار با پندار نادرستش از قوم و قبيلۀ خود به خاطر اين بشارت بدى كه به او داده شده است متوارى مىشد.و از اين هم بالاتر بلكه او دائماً در اين فكر غوطهور بود كه«آيا اين ننگ را بر خود بپذيرد و دختر را نگهدارد و يا آن را زنده در زير خاك پنهان سازد!»(ج ٢٦٨/١١.)[*]
د س و-ى
دَسّاها:(الشمس١٠/.)[**]
قاموس قرآن به نقل از اقرب الموارد و مجمع البيان آن را از مادّه«دَسْو»[دسٰا،يَدْسُو، دَسواً]آورده و المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم به همين نحو پذيرفته است و آن را به معنى«آلودگى و ناپاكى»گرفتهاند،ولى كتاب«تبيين اللغات لتبيان الآيات»در ذيل مادّۀ«د س ى»مىنويسد:دسى از مادّۀ«دال-سين-سين»بوده،يكى از دو سين آن قلب به«ياء»شده كه ماضى باب تفعيلش«دسّىٰ»و مصدر آن«تدسيه»مىباشد.يعنى چيزى را پنهانى داخل چيز ديگر كردن،همچنان كه آيه مىگويد:
وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.«و به تحقيق بىبهره ماند و زيانكار گشت كسى كه نفس خود را(با گناه و معصيت)آلوده گردانيد»شمس١٠/.
يعنى آنكس كه نفس خود را به غير آن جهتى كه طبع نفس مقتضى آن است سوق دهد و آن را به غير آن تربيتى كه مايۀ كمال نفس است نمو دهد و گمراهش سازد و آلودهاش گرداند و به
*)تفسير نمونه قسمتى از شرح معانى واژۀ«يدسّه»را در ذيل واژۀ«دسّاها»(ج ٤٨/٢٧.)آورده است،هرچند ممكناست هر دو واژه در يك مادّه يا در يك معنا مشترك باشند،ولى بعضى واژۀ«دسّاها»را از مادّۀ(د س و)و بعضى از مادّۀ(دس ى)مىدانند كه شرح آن را در ذيل واژۀ«دسّاها»خواهيم داد.
[**] و قد خاب من دسّاها.الشمس١٠/.