شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٣ - يَسْلُب (حج٧٣/ )
آيۀ مورد بحث به مسئله اطعام«مستمندان»كه از مهمترين كارهاى خير است اشاره مىكند و مىگويد اگر خود قادر به اطعام مستمندى نيستى ديگران را به آن تشويق كن.اصل آيه اين است:
«و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىكرد»(وَ لاٰ يَحُضُّ عَلىٰ طَعٰامِ الْمِسْكِينِ)حاقه٣٤/.
جالب توجه اين كه نمىگويد:«اطعام نمىكرد»مىگويد:ديگران را وادار به اطعام نمىكرد،اشاره به اين كه اولا تنها اطعام كردن يك فرد،مشكل مستمندان را حل نمىكند،بايد ديگران را نيز دعوت به اين كار خير كرد تا جنبۀ عمومى پيدا كند.
ثانيا ممكن است انسان شخصا توانايى بر اطعام نداشته باشد،اما همهكس توانايى بر ترغيب ديگران را داشته باشند.
ثالثا افراد بخيل چنانند كه نه تنها بذل و بخششى ندارند بلكه علاقه به بذل و بخشش ديگران نيز ندارند.(ج ٤٧٠/٢٤.)
سكّين:(يوسف٣١/.)[*]
به معنى«كارد يا چاقو»است و به طورى كه«راغب»در كتاب مفردات مىگويد علت اين نامگذارى براى اين است كه حركت حيوان را از بين مىبرد و آن را بىتحرك و ساكن مىكند.
آيۀ مورد بحث بخشى از داستان يوسف(ع)و همسر عزيز مصر است،آنجا كه همسر عزيز از مكر زنان حيلهگر مصر،آگاه شد،نخست ناراحت گشت،سپس چارهاى انديشيد و آن اين بود كه از آنها به يك مجلس ميهمانى دعوت كند و بساط پر تجمل با پشتيهاى گرانقيمت براى آنها فراهم سازد و به دست هركدام چاقويى براى بريدن ميوه دهد،امّا چاقوهاى تيز،تيزتر از نياز بريدن ميوهها...(ج ٣٩٤/٩.)
سلب
يَسْلُب:(حج٧٣/.)[**]
در اصل از مادّۀ«سلب»به معنى«ربودن و گرفتن با قهر»است[سلب،يسلب،سلبا].
[*]...وَ آتَتْ كُلَّ وٰاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً...«...(همسر عزيز)به دست هركدام چاقويى(براى بريدن ميوه)داد...»يوسف/٣١.
[**]...وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَيْئاً لاٰ يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ...حج٧٣/.