شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠ - تَدايَنتُم (بقره٢٨٢/ )
آنها براى اين كه شما از مكنونات ضميرشان آگاه نشويد و رازشان فاش نشود،معمولاً در سخنان و رفتار خود مراقبت مىكنند و با احتياط و دقّت حرف مىزنند،ولى با وجود اين،آثار عداوت و دشمنى از لابلاى سخنان آنها آشكار است و گاه به طور ناخودآگاه سخنانى بر زبان مىآورند كه مىتوان گفت همانند جرقهاى است از آتش پنهانى دلهاى آنها،و مىتوانيد از آن،به ضمير باطن آنها پى ببريد.
اين آيه حقيقتى را بيان مىكند كه امير مؤمنان عليه السلام در سخنان خود توضيح فرموده است،آنجا كه مىفرمايد:
« هيچكس در ضمير باطن،رازى را پنهان نمىدارد،مگر اين كه از رنگ چهره و لابلاى سخنان پراكنده و خالى از توجه او آشكار مىشود»(ج ٦٣/٣-٦٤.)
دىن
تَدايَنتُم:(بقره٢٨٢/.)[*]
از مادّۀ«دين»(به فتح دال)به معنى«وام،قرض»است و تفسير نمونه از آن تعبير به «بدهى»كرده است كه براثر وام يا معامله(بين طرفين)صورت مىگيرد و مفهوم آيه اين است كه هرگاه شخصى به ديگرى قرض داد و يا معامله صورت گرفت و يكى از طرفين بدهكار شد، براى آن هيچگونه اشتباهى و گفتگويى به وجود نيايد بايد قرار داد با تمام خصوصيات آن نوشته شود،همچنان كه مىفرمايد:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد)هنگامى كه بدهى مدتدارى(براثر وام يا معامله)به يكديگر پيدا كنيد،آن را بنويسيد...»(إِذٰا تَدٰايَنْتُمْ بِدَيْنٍأَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ)بقره٢٨٢/.
قابل توجه اين كه در آيۀ،كلمۀ«دين»استعمال شده نه«قرض»براى آنكه قرض تنها در تبادل دو چيز كه مانند يكديگرند استعمال مىشود مانند اين كه پول يا جنسى را به عنوان قرض گرفته و از آن استفاده مىكنند و سپس همانند آن را رد مىنمايند،ولى«دين»دامنۀ وسيعترى دارد،زيرا هرگونه معامله انجام گيرد مانند صلح،اجاره، خريدوفروش و مانند آن سپس يكى از طرفين بدهكار شود آن را دين گويند،بنابراين آيۀ مورد بحث شامل تمام معاملاتى مىشود كه به طور«سلف»و يا«نسيه»انجام گيرد،در عين اين كه قرض را هم در بر مىگيرد.(ج ٢٨٤/٢.)
[*]يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ...بقره٢٨٢/.