شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣٥ - زَبُور (انبياء١٠٥/ )
ز
ز ب د
زَبَد:(رعد١٧/.)[*]
به معنى«كفهاى روى آب و يا هرگونه كف»است و مىدانيم آب زلال،كمتر كف بر روى آن آشكار مىشود،چرا كه كفها به خاطر آلوده شدن آب به اجسام خارجى مىباشد و از اين جا روشن مىشود كه اگر حق به صفا و پاكى اصلى باقى بماند هرگز كفهاى باطل اطراف آن آشكار نمىشود،اما هنگامى كه حق براثر برخورد با محيطهاى آلوده،رنگ محيط را به خود گرفت و حقيقت با خرافه،و درستى با نادرستى و پاكى با ناپاكى آميخته شد،كفهاى باطل در كنار آن آشكار مىشوند.
اين همان چيزى است كه على(ع)در نهج البلاغه[١]به آن اشاره فرموده است و مىگويد:
لو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن عنه المعاندين.«اگر باطل از آميزش با حق خالص شود،بر حقجويان مخفى نخواهدماند و اگر حق از آميزش باطل رهايى يابد،زبان بدگويان از آن قطع خواهد شد!» (ج ١٦٧/١٠-١٦٨.)
ز ب ر
زَبُور:(انبياء١٠٥/.)[**]
در اصل به معنى«هرگونه كتاب و نوشته»است،هرچند در قرآن مجيد در دو مورد از سه
[*]...فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً...«...سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد...»رعد١٧/.
[١] نهج البلاغه،خطبه ٥٠.
[**]وَ لَقَدْ كَتَبْنٰا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ الصّٰالِحُونَ.«ما در زبور بعد از(تورات)نوشتيم كه بندگانصالح من،وارث(حكومت)زمين خواهند شد»انبياء١٠٥/.