شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٠ - رميم (يس٧٨/ )
ر م م
رميم:(يس٧٨/.)[*]
از مادّۀ«رم»(بر وزن ذم)و در اصل به معنى«اصلاح و ترميم موجود كهنه و پوسيده» است.«رمة»(بر وزن منة)به استخوانهاى پوسيده گفته مىشود و«رمة»(بر وزن قبة)،ريسمان پوسيده را گويند،«رم»(بر وزن جن)به معنى اجزاء خردى است كه از چوب يا كاه بر زمين مىريزد[١].
«رم»و«ترميم»نيز به معنى اصلاح اشياء پوسيده است[٢].
آيۀ مورد بحث پيرامون مبدأ و معاد دور مىزند و دربارۀ بىخبرى انسان از آفرينش خود سخن مىگويد و براى بىخبرى او همين بسكه «او براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند در حالى كه پوسيده است؟»(مَنْ يُحْيِ الْعِظٰامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ)يس٧٨/.
منظور از ضرب المثل در اين جا ضرب المثل عادى و تشبيه و كنايه نيست،بلكه منظور بيان استدلال و ذكر مصداق به منظور اثبات يك مطلب كلى است.
آرى او(ابى بن خلف،يا امية بن خلف،يا عاص بن وائل)در بيابان قطعه استخوان پوسيدهاى را پيدا مىكند،استخوانى كه معلوم نبود ازچه كسى است،آيا به مرگ طبيعى مرده؟يا در يكى از جنگهاى عصر جاهلى به طرز فجيعى كشته شده؟يا براثر گرسنگى جان داده؟به هر صورت فكر مىكرد دليل دندانشكنى براى نفى معاد پيدا كرده است،با خشم توأم با خوشحالى قطعه استخوان را برداشته،مىگويد: لاخصمنّ محمّدا(من با همين دليل به خصومت با محمد برمىخيزم)آنچنان كه نتواند جوابى دهد.
با عجله به سراغ پيامبر اسلام(ص)آمد و فرياد زد بگو ببينم چه كسى قدرت دارد بر اين استخوان پوسيده لباس حيات بپوشاند؟و سپس قسمتى از استخوان را نرم كرد و روى زمين پاشيد و فكر مىكرد پيامبر اسلام(ص)هيچ پاسخى در برابر اين منطق نخواهد داشت.
[*]وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظٰامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ.يس٧٨/.
[١] مفردات راغب،مادّۀ«رم».
[٢] لسان العرب و مفردات،مادّۀ«رم».