شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٤٧ - زعيم (يوسف٧٢/ )
ز ع م
زَعَمَ:(تغابن٧/.)[*]
از مادّۀ«زعم»(بر وزن طعم)[زعم،يزعم،زعما]معمولا به«پندار نادرست»گفته مىشود و گاه به معنى«پندار باطل»آمده است.
از«ابن عباس»نقل شده كه هرجا كلمۀ«زعم»در قرآن به كار رفته،به معنى«دروغ و كذب»(و عقيدۀ بىاساس)است.
«راغب»در كتاب مفردات مىگويد:الزّعم حكاية قول يكون مظنّة للكذب...«زعم:به معنى نقل سخن(يا عقيده)اى است كه احتمال دروغ در آن مىرود،لذا در تمام مواردى كه در قرآن به كار رفته در مورد مذمت و نكوهش است».
از بعضى از كلمات لغويين استفاده مىشود كه اين مادّۀ به معنى اخبار به طور مطلق نيز آمده است[١]،هرچند از موارد استعمال اين لغت و كلمات مفسران استفاده مىشود كه اين واژه با مفهوم دروغ آميخته است و لذا گفتهاند:
«هر چيز كنيهاى دارد و«زعم»كنيۀ دروغ است.»(ج ١٦٣/١٢،ج ١٩١/٢٤-١٩٢.)
زعيم:(يوسف٧٢/.)[**]
از مادّۀ«زعم»و«زعامت»گرفته شده و به معنى«سرپرستى و رياست و ضمانت كردن» است و«زعيم»به كسى گفته مىشود كه عهدهدار و كفيل و ضامن كارى و يا چيزى بوده باشد.
در معناى اصلى«زعم»در پيش اشاره كرديم كه بيشتر در سخن باطل و ناپايدار به كار مىرود و احتمال كذب در آن است و دربارۀ«زعيم»نيز عقيده بر اين است كه قول رئيس و كفيل محل احتمال كذب است[***]و به هر حال در آيۀ مورد بحث مقصود همان ضمانت و تعهد است، مىگويد:
«...و هركس آن پيمانه را بياورد يكبار شتر(غله)به او داده مىشود و من ضامن(اين
[*]زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا...«كافران پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد...»تغابن٧/.
[١] مجمع البحرين،مادّۀ«زعم».
[**]...وَ لِمَنْ جٰاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ.يوسف٧٢/.
[***] مفردات،راغب،مادّۀ«زعم».