شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٤٤ - شَوى١٦٤٨ (معارج ١٦ )
ش و ك
شَوْكَة:(انفال٧/.)[*]
به معنى«قدرت و شدت»است،در اصل از«شوك»به معنى«خار»گرفته شده،سپس به سر نيزههاى سربازان و بعد به هرگونه اسلحه،«شوكة»گفته شده و از آنجا كه سلاح نشانۀ قدرت و شدت است به هرگونه قدرت و شدت نيز«شوكة»اطلاق مىشود.
بنابراين با توجه به آيۀ مورد بحث،«ذات شوكة»به معنى سربازان مسلح،و«غير ذات شوكة»به معنى كاروان غير مسلح است كه اگر مردان مسلحى هم در آن بوده،مسلّما قابل ملاحظه نبودهاند(ج ٩٩/٧-١٠٠.)
ش و ى
شَوىٰ:(معارج ١٦.)[**]
به معنى«دست و پا و اطراف بدن»و گاه به معنى«بريان كردن»آمده،آيۀ مورد بحث، گوشهاى از صحنه روز رستاخيز را بيان مىكند كه شعلههاى سوزان آتش پيوسته زبانه مىكشد و هر چيز را در كنار و مسير خود مىيابد مىسوزاند،دست و پا و پوست سر را مىكند و با خود مىبرد.و منظور از«شوى»در اين آيه همان معنايى است كه در ابتدا به آن اشاره كرديم،زيرا هنگامى كه آتش سوزان و شعلهورى به چيزى مىرسد اول اطراف و جوانب و شاخ و برگ آن را مىسوزاند و جدا مىكند.
بعضى از مفسران«شوى»را در آيه به معنى«پوست تن»و بعضى به معنى«پوست سر»و بعضى«گوشت ساق پا»تفسير كردهاند و همۀ اينها در آن مفهوم وسيعى كه گفتيم جمع است (ج ٢٤/٢٥.)
[*]...وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذٰاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ...«...و شما مسلمين مايل بوديد كه آن طايفه كه شوكت و سلاحىهمراه ندارند(بىرنجوجهاد )اموالشان نصيب شما شود...»انفال٧/.
[**]نَزّٰاعَةً لِلشَّوىٰ.«دست و پا و پوست سر را مىكند و مىبرد»معارج١٦/.