شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٢٤ - صَلْص١٦٤٨ ال (الرحمن١٤/ )
در جامعه پيشوا و الگوى مردم بودند و چنين مىپنداشتند كه مردم از آنها پيروى خواهند كرد، ولى بزودى به اشتباه خود پى بردند و متوجه شدند كه مردم در پرتو ايمان به خدا،شخصيت تازهاى يافته و از استقلال فكرى و نيروى اراده بهرهمند شدهاند هنگامى كه ثروتمندان متكبر از ايجاد تزلزل در پايههاى ايمان تودههاى مردم با ايمان مأيوس شدند تصميم به نابود كردن«ناقه»كه معجزۀ صالح محسوب مىشد گرفتند و قبل از هر چيز آن را پى كردند و كشتند و از فرمان خدا سر برتافتند.
درباره شرح ماجراى صالح و سرانجام قوم ثمود به مادّۀ«ثمد»مراجعه فرماييد.(ج ٢٣٥/٦ تا ٢٣٩.)
صلد
صَلْد:(بقره٢٦٤/.)[*]
به طورى كه«راغب»مىگويد به معنى«سنگ صاف»است،سنگى سخت كه چيزى را نمىروياند و از آن به سرى كه موى نمىروياند نيز تعبير شده است و«مصلّد»به آنچه آب در آن نفوذ نكند و آن را متلاشى نسازد اطلاق شده است[**].
قرآن اعمال رياكارانه و انفاقهاى آميخته با منّت و آزار را كه از دلهاى قساوتمند سرچشمه مىگيرد تشبيه به آن قشر خاك مىكند كه روى سنگ سختى را پوشانده است و هيچگونه بهرهاى از آن نمىتوان برد،بلكه زحمات باغبان و برزگر را بر باد مىدهد.(ج ٢٤٢/٢.)
صلصل
صَلْصٰال:(الرحمن١٤/.)[***]
در اصل به معنى«رفت و آمد صدا در اجسام خشك»است،سپس به خاكهاى خشكيده كه
[*]...فَأَصٰابَهُ وٰابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً...«[كار انفاقكنندگان رياكار،همچون قطعه سنگى است كه برآن (قشر نازكى از)خاك باشد(و بذرهايى در آن افشانده شود)و باران درشت به آن برسد(و همه خاكها و بذرها را بشويد)]و آن را به صورتسنگى سخت صاف(و خالى از خاك و بذر)رها كند...»بقره٢٦٤/.
[**] المعجم العربى الحديث.
[***]خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ كَالْفَخّٰارِ.«انسان را از گل خشكيدهاى همچون سفال آفريد»الرحمن١٤/.