شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٩ - شَكُور (اسراء٣/ )
مىگيرد به زبان حال مىگويد پروردگارا!شايستهام افزون كن
شَكُور:(اسراء٣/.)[**]
صيغۀ مبالغه است و فزونى شكرگزارى را مىرساند كه همان تكرار شكر و تداوم آن با قلب و لسان و اعضا است.
با توجه به آيۀ مورد بحث(اسراء٣/.)كه مىفرمايد:«نوح بندۀ شكرگزارى بود»،بدون شك همۀ پيامبران بندۀ شكرگزار خدا بودند،ولى براى نوح ويژگيهايى در احاديث وارده شده كه او را شايستۀ اين توصيف كرده است از جمله اين كه هر زمان كه لباس مىپوشيد،يا آب مىنوشيد،يا غذايى مىخورد و يا نعمت ديگر به او مىرسيد فورا به ياد خدا مىافتاد و شكرگزارى مىكرد.در حديثى از امام باقر(ع)و امام صادق(ع)مىخوانيم:
«نوح»همه روز صبحگاهان و عصرگاهان اين دعا را مىخواند:
اللّهمّ انّى اشهدك انّ ما اصبح او امس بى من نعمة فى دين او دنيا فمنك،وحدك لا شريك لك،لك الحمد و لك الشّكر بها علىّ حتّى ترضى،و بعد الرّضا.
«خداوندا من تو را گواه مىگيرم كه هر نعمتى صبح و شام به من مىرسد،چه دينى و چه دنيوى،چه معنوى و چه مادى،همه از سوى تو است،يگانهاى و شريكى ندارى،حمد مخصوص تو است و شكر هم از آن تو،آنقدر شكرت مىگويم تا از من خشنود شوى و حتى بعد از خشنودى».
سپس امام(ع)افزود،شكر نوح اين گونه بود[١].
البته گاهى اين صفت براى خداوند نيز آورده شده است،مانند آنچه در آيه ١٧ سورۀ تغابن آمده:
...وَ اللّٰهُ شَكُورٌ حَلِيمٌو منظور از شكرگزارى خداوند آن است كه به مقدارى كه بندگان در مسير طاعت او گام بر مىدارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خويش مىسازد و از آنها تشكر و سپاسگزارى مىكند و از فضل خود بيش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مىافزايد.(ج ٢٤/١٢ و ٢٥،ج ٤١/١٨.)
*)دربارۀ شكر نعمت و نيز شكرگزاران واقعى،رك:به تفسير نمونه،جلد ٢٨١/١٠ و جلد ٥١/١٨.
[**]...إِنَّهُ كٰانَ عَبْداً شَكُوراً.«...او(نوح)بندۀ شكرگزارى بود»اسراء٣/.
[١] مجمع البيان،ذيل آيه.