شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٨ - شكر ماي١٧٢٨ فزونى نعمت است(ابراهيم٧/ )
كه بزرگان ما فرمودهاند:
الشّكر صرف العبد جميع ما انعمه اللّه تعالى فيما خلق لاجله.
راستى چرا خدا به ما چشم داد؟و چرا نعمت شنوايى و گويايى بخشيد؟آيا جز اين بوده كه عظمت او را در اين جهان ببينيم،راه زندگى را بشناسيم و با اين وسايل در مسير تكامل گام برداريم؟حق را درك كنيم و مدافع آن باشيم و با باطل بجنگيم،اگر اين نعمتهاى بزرگ خدا را در اين مسيرها مصرف كرديم،شكر عملى اوست و اگر وسيلهاى شد براى طغيان و خودپرستى و غرور و غفلت و بيگانگى و دورى از خدا،اين عين كفر است! حديثى از امام صادق(ع)نقل شده است كه مىفرمايد:شكر النّعمة اجتناب المحارم.
«شكر نعمت آن است كه از گناهان پرهيز شود»[١].
اصولا ما دو گونه شكر داريم:شكر تكوينى و شكر تشريعى«شكر تكوينى»آن است كه يك موجود از مواهبى كه در اختيار دارد،براى نمو و رشدش استفاده كند،فى المثل باغبان مىبيند در فلان قسمت باغ،درختان به خوبى رشد و نمو مىكنند و هر قدر از آنها پذيرايى بيشتر مىكند شكوفاتر مىشوند،همين امر سبب مىشود كه باغبان همّت بيشترى به تربيت آن بخش از باغ درختان بگمارد و مراقبت از آنها را به كاركنان خويش توصيه كند چرا كه آن درختان به زبان حال فرياد مىزنند اى باغبان!ما لايقيم،ما شايستهايم،نعمت را بر ما افزون كن،و او هم به اين ندا پاسخ مثبت مىدهد.
و اما در بخش ديگر از باغ درختانى را مىبيند كه پژمرده شدهاند،«نه طراوتى،نه برگى،نه گلى نه سايه دارند»و نه ميوه و برى،اين كفران نعمت سبب مىشود كه باغبان آنها را مورد بىمهرى قرار دهد و در صورتى كه اين وضع ادامه پيدا كند،دستور مىدهد اره بر پاى آنها بگذارند چرا كه:
بسوزند چوب درختان بىبر*سزا خود همين است مر،بىبرى را در جهان انسانيت نيز همين حالت وجود دارد با اين تفاوت كه درخت از خود اختيارى ندارد و صرفا تسليم قوانين تكوينى است،اما انسانها با استفاده از نيروى اراده و اختيار و تعليم و تربيت تشريعى،مىتوانند آگاهانه در اين راه گام بگذارند.
بنابراين آنكس كه نعمت قدرت را وسيلۀ ظلم و طغيان قرار مىدهد به زبان حال فرياد مىكشد خداوندا لايق اين نعمت نيستم،و آنكس كه از آن در مسير اجراى حق و عدالت بهره
[١]نور الثقلين،ج ٥٢٩/٢.