شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٣ - ذُو الْكِفْل (انبياء٨٥/ )
الانسان آرائه و افكاره،لا صورته و اعضائه! «انسان همان عقايد و افكارش مىباشد نه صورت و اعضاى پيكرش[١]» نكته قابل توجه اين كه به عقيده بعضى اصل«ذات»كه مفرد مؤنث است«ذوات»بوده كه و او به عنوان تخفيف حذف شده و به شكل ذات در آمده و از آنجا كه تثنيه،كلمات را به صورت اصلى برمىگرداند ،«ذواتان»مىشود و در هنگام اضافه نيز نون آن حذف مىشود و به شكل «ذواتا»در مىآيد(تثنيه ذات)مانند آيه ٤٨ سوره الرحمن كه مىگويد:ذَوٰاتٰا أَفْنٰانٍ.«آن دو باغ بهشتى داراى انواع نعمتها و درختان پرطراوت است».
در«مجمع البحرين»آمده است كه اصل«ذو»ذوا(بر وزن عصا)بوده و بنابراين جاى تعجب نيست كه مؤنث آن«ذوات»باشد.(ج ٢٧٨/١٨،ج ٤٢٧/٢٠،ج ١٦٣/٢٣ و ٣١٠.)
ذُو الْكِفْل:(انبياء٨٥/.)[*]
(من اعلام القرآن)مشهور اين است كه از پيامبران بوده و ذكر نام او در رديف نام پيامبران در آيۀ مورد بحث بعد از نام اسماعيل و ادريس گواه بر اين معنى است.
بعضى معتقدند كه او از پيامبران بنى اسرائيل است،وى را فرزند ايوب مىدانند كه اسم اصلىاش«بشر»يا«بشير»يا«شرف»بوده است و بعضى او را همان«حزقيل»مىدانند كه ذا الكفل به عنوان لقب او انتخاب شده است[٢].
در اين كه چرا او«ذا الكفل»ناميده شده با توجه به اين كه«كفل»(بر وزن فكر)هم به معنى نصيب آمده و هم به معنى كفالت و عهدهدارى،احتمالات مختلفى دادهاند:
گاه گفتهاند چون خداوند نصيب وافرى از ثواب و رحمتش به او مرحمت فرمود «ذا الكفل»يعنى«صاحب بهره وافى»ناميده شد.
و گاه گفتهاند چون تعهد كرده بود كه شبها را به عبادت برخيزد و روزها را روزه دارد و هنگام قضاوت هرگز خشم نگيرد و بر سر اين عهد و پيمان باقى ماند اين لقب به او داده شد.
و گاه گفتهاند چون گروهى از انبياء بنى اسرائيل را كفالت كرد و جان آنها را در برابر پادشاه جبار زمان حفظ كرد او را به اين اسم ناميدهاند.
[١]اصل الشيعة و اصولها،مرحوم كاشف الغطا.
[*]وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّٰابِرِينَ.«و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را(به ياد آور)كه همه ازصابران بودند»انبياء٨٥/.
[٢] اعلام قرآن،تفسير قرطبى،تفسير روح البيان،تفسير الميزان.