شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٨ - ذبح (صافات١٠٧/ )
موجودى به اين ضعيفى و ناتوانى كه حتى در مبارزه با يك مگس شكست مىخورد چه جاى اين دارد كه او را حاكم بر سرنوشت خويش بدانند و حلال مشكلات.
در روايات مىخوانيم:بتپرستان قريش،بتهايى را كه در اطراف كعبه گردآورى كرده بودند،آنها را با مشك و عنبر و گاه با زعفران يا عسل مىآلودند و اين موجودات پست و بىارزش را شريك خدا مىپنداشتند،ولى مگسها مىآمدند و بر آنها مىنشستند و آن عسل و زعفران و مشك و عنبر را مىربودند و آنها قدرت بر بازپس گرفتن آن نداشتند.
قرآن مجيد همين صحنه را عنوان قرار داده و براى ضعف و ناتوانى بتها و سستى منطق مشركان از آن بهره گيرى مىكند،مىگويد شما خوب نگاه كنيد ببينيد معبودهايتان چگونه زيردست و پاى مگسها قرار گرفتهاند و قادر به كمترين دفاع از خود نيستند!اين چه معبودهاى بىعرضه و بىارزشى هستند كه شما حل مشكلات خود را از آنها مىخواهيد!! (ج ١٧١/١٤-١٧٢.)
ذ ب ح
ذبح:(صافات١٠٧/.)[*]
اين كلمه به كسر ذال به معنى«آماده شدن براى كشتن»است و به فتح ذال«مصدر»است [ذبح،يذبح،ذبحا]و«ذبح»به فتح ذال به معنى«كشتن و بريدن رگهاى گردن»است.[**]
ابراهيم(ع)پس ازآنكه آماده ذبح كردن فرزند برومند خويش شد و با نهايت تسليم و رضا بىآنكه خم به ابرو آورد به امتثال اين فرمان شتافت و پس ازآنكه كارد برنده در گلوى لطيف فرزندش كمترين اثر نگذاشت براى اين كه برنامهاش ناتمام نماند و در پيشگاه خدا قربانى كرده باشد و آرزويش بر آورده شود،خداوند قوچى بزرگ فرستاد تا به جاى فرزند قربانى كند و سنتى براى آيندگان در مراسم حج و سرزمين منى از خود بگذارد،چنان كه قرآن مىگويد:
«ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم»(وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ)صافات١٠٧/.
در اين كه عظمت اين ذبح ازچه نظر بوده از نظر جسمانى و ظاهرى؟و يا از جهت اين كه فداى فرزند ابراهيم شد؟و يا از نظر اين كه براى خدا و در راه خدا بود؟و يا از اين نظر كه اين
[*]وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ.صافات١٠٧/.
**) لغات قرآن در تفسير مجمع البيان،مادّۀ«ذبح».