شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٠٩ - مستور (اسراء٤٥/ )
اسم مفعول آن«مستور»است.
آيۀ مورد بحث بخشى از سرگذشت ذو القرنين است،ذو القرنين پس ازآنكه سفر خود را به غرب پايان داد،عزم شرق كرد،آنگونه كه قرآن مىگويد«همچنان به راه خود ادامه داد تا به خاستگاه خورشيد رسيد در آنجا مشاهده كرد كه خورشيد بر جمعيتى طلوع مىكند كه جز آفتاب براى آنها پوششى قرار نداده بوديم»(لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهٰا سِتْراً)كهف٩٠/.
اين جمعيت در مرحلهاى بسيار پايين از زندگى انسانى بودند تا آنجا كه برهنه زندگى مىكردند و يا پوشش بسيار كمى كه بدن آنها را از آفتاب نمىپوشانيد،داشتند.
بعضى از مفسران اين احتمال را نيز بعيد ندانستهاند كه آنها خانه و مسكنى نداشتند تا آنها را از تابش آفتاب بپوشاند[١].
احتمال ديگرى كه در تفسير اين جمله گفتهاند اين است كه سرزمين آنها يك بيابان فاقد كوه و درخت و پناهگاه بود و چيزى كه آنها را از آفتاب بپوشاند و سايه دهد در آن بيابان وجود نداشت[٢].
در عين حال تفسيرهاى فوق منافاتى با هم ندارند.(ج ٥٢٩/١٢.)
مستور:(اسراء٤٥/.)[*]
اسم مفعول به معنى«پوشيده و در پرده»است،آيه مورد بحث خطاب به پيامبر(ص) مىگويد:
«و هنگامى كه قرآن مىخوانى ميان تو و آنها كه ايمان به آخرت ندارند حجاب ناپيدايى قرار مىدهيم»(حِجٰاباً مَسْتُوراً)اسراء٤٥/.
در معنى«حجاب مستور»ميان مفسران گفتگوست:
الف-«مستور»را صفت«حجاب»مىدانند و مىگويند ظاهر تعبير قرآن اين است كه اين حجاب از ديدهها پنهان است،در واقع حجاب كينه و عداوت و حسادت چيزى نيست كه با چشم ديده شود،ولى با اين حال پردۀ ضخيمى ميان انسان و شخصى كه مورد كينه و حسادت اوست ايجاد مىكند.
[١]در بعضى از روايات كه از طرف اهل بيت به ما رسيده تفسير اول آمده و در بعضى تفسير دوم،و در عين حالمنافاتى با هم ندارند(رك:تفسير نور الثقلين،ج ٣٠٦/٣).
[٢] تفسير«فى ظلال»و«فخر رازى».
[*]وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً.اسراء٤٥/.