شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٣ - شَغَلَتْن١٦٤٨ ا (فتح١١/ )
و آتشين است.
«آلوسى»در تفسير«روح المعانى»از كتاب«اسرار البلاغه»براى عشق و علاقه مراتبى ذكر كرده است كه به قسمتى از آن در اين جا اشاره مىشود:
نخستين مراتب محبت همان«هوى»به معنى«تمايل»است،سپس«علاقه»يعنى محبتى كه ملازم قلب است و بعد از آن«كلف»به معنى شدت محبت،و سپس«عشق»و بعد از آن «شعف»(با عين)يعنى حالتى كه قلب در آتش عشق مىسوزد و از اين سوزش احساس لذت مىكند و بعد از آن«لوعه»و سپس«شعف»يعنى مرحلهاى كه عشق به تمام زواياى دل نفوذ مىكند و سپس«تدلّه»و آن مرحلهاى است كه عشق،عقل انسان را مىربايد و آخرين مرحله «هيوم»است و آن مرحلۀ بىقرارى مطلق است كه شخص عاشق را بىاختيار به هر سو مىكشاند[١].(ج ٣٩٣/٩.)
شغل
شَغَلَتْنٰا:(فتح١١/.)[*]
در اصل از مادّۀ«شغل»(بر وزن قفل)به معنى«مشغول كردن و بازداشتن »است.آيۀ مورد بحث دربارۀ عذرتراشى متخلفان است،آنجا كه پيامبر(ص)به قبايل باديهنشين اعلام كرد كه او را در سفرى كه از مدينه با ساير مسلمانان به قصد عمره عازم مكه بود همراهى كنند،ولى گروهى از افراد ضعيف الايمان از انجام اين دستور سرباززدند و تحليلشان اين بود كه چگونه ممكن است مسلمانان از اين سفر جان سالم به در برند در حالى كه قبلا كفار قريش حالت تهاجمى داشتند و جنگهاى احد و احزاب را در كنار مدينه بر مسلمانان تحميل كردند،اكنون كه اين گروه اندك و بدون سلاح با پاى خود به مكه مىروند و در كنار لانۀ زنبوران قرار مىگيرند چگونه ممكن است به خانههاى خود بازگردند ؟!امّا هنگامى كه مسلمانان با دست پر و امتيازات قابل ملاحظهاى كه از پيمان صلح حديبيه گرفته بودند سالم بهسوى مدينه بازگشتند بىآنكه از دماغ كسى خونى بريزد به اشتباه بزرگ خود پى بردند و خدمت پيامبر(ص)آمدند تا به نحوى عذر بخواهند و كار خود را توجيه كنند،ولى با نزول آيه،پرده از روى كار آنها برداشته شد،
[١]تفسير روح المعانى،ج ٢٠٣/١٢.
[*]سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ...فتح١١/.