شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٢ - اَدْعِي١٦٤٨ اء (احزاب٣٧/ )
يا به خاطر پارهاى از خشونتهاى اخلاقى زيد؟و يا هيچكدام ؟بلكه توافق روحى و اخلاقى در ميان آن دو نبود،چرا كه گاه ممكن است دو نفر خوب باشند،ولى از نظر فكر و سليقه اختلافاتى داشته باشند كه نتوانند به زندگى مشترك با هم ادامه دهند.
پيامبر(ص)در نظر داشت كه اگر كار صلح ميان دو همسر به انجام نرسد و كارشان به طلاق و جدايى بينجامد آن حضرت براى جبران اين شكست كه دامنگير دختر عمهاش زينب شده كه حتى بردهاى آزاد شده او را طلاق داده،وى را به همسرى خود برگزيند،ولى از اين بيم داشت كه از دو جهت مردم به او خرده گيرند و مخالفان پيرامون آن جنجال بر پا كنند.
نخست اين كه«زيد» پسرخواندۀ پيامبر(ص)بود و مطابق يك سنت جاهلى،پسر خوانده تمام احكام پسر را داشت،از جمله اين كه ازدواج با همسر مطلقۀ پسر خوانده را حرام مىپنداشتند.
ديگر اين كه پيامبر(ص)چگونه حاضر مىشود با همسر مطلقه بردۀ آزاد شدهاى ازدواج كند؟! از بعضى از روايات اسلامى به دست مىآيد كه پيامبر(ص)به هر حال اين تصميم را به فرمان خدا گرفته بود،بنابراين اين مسئله،يك مسئله اخلاقى و انسانى بود و نيز وسيلۀ مؤثرى براى شكستن دو سنت غلط جاهلى(ازدواج با همسر مطلقۀ پسر خوانده،و ازدواج با همسر مطلقه يك غلام و بردۀ آزاد شده).
مسلم است كه پيامبر(ص)نبايد در اين مسائل از مردم بترسد و از جوّسازيها و سمپاشيها واهمهاى به خود راه دهد،ولى به هر حال طبيعى است كه انسان در اين گونه موارد بخصوص كه پاى مسائل مربوط به انتخاب همسر در كار بوده باشد،گرفتار ترس و وحشتى مىشود،بهويژه اين كه ممكن بود اين گفتگوها و جنجالها در روند پيشرفت هدف مقدس او و گسترش اسلام اثر بگذارد و افراد ضعيف الايمان را تحت تأثير قرار دهد و شك و ترديد در دل آنها ايجاد كند،لذا آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«...هنگامى كه زيد حاجت خود را به پايان برد(از همسرش جدا شد)ما او را به همسرى تو در آورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههاى خود،هنگامى كه از آنها طلاق بگيرند،نباشد...»احزاب٣٧/.
و در پايان آيه مىفرمايد:اين كارى بود كه مىبايست انجام شود«و فرمان خدا انجام شدنى است».