شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٧ - شفاعت پارتىبازى نيست
مىشود كه وجود عوامل و اسباب عالم هستى هرگز مالكيت مطلقۀ خداوند را محدود نمىكند و چيزى از آن نمىكاهد،زيرا تأثير همۀ اين اسباب،به فرمان او و در حقيقت نشانهاى از قيوميت و مالكيت اوست.
اما بعضى چنين مىپندارند كه عنوان«شفاعت»در مفاهيم مذهبى شبيه يك نوع توصيههاى بىدليل اجتماعى و به اصطلاح« پارتىبازى»است و مفهوم آن اين است كه افراد آنچه مىتوانند گناه كنند،هنگامى كه از فرق تا قدم آلوده شدند دست به دامن شفيعى زنند و بگويند:«آن دم كه مردمان به شفيعى زنند دست/ماييم و دست و دامن اولاد فاطمه!».
ولى نه اين ايرادكنندگان منطق دين را در مسئله شفاعت دريافتهاند و نه آن دسته از گنهكاران جسور و بىپروا،زيرا همانطور كه در بالا اشاره شد«شفاعت»كه بهوسيلۀ بندگان خاص خدا انجام مىگيرد همانند«شفاعت تكوينى»است كه بهوسيلۀ عوامل طبيعى صورت مىگيرد،يعنى همانطور كه اگر در درون يك دانۀ گياه،عامل حيات و سلول زنده وجود نداشته باشد تابش هزاران سال آفتاب و يا وزش نسيم و ريزش قطرات حياتبخش باران،هيچگونه تأثيرى در رشد و نمو آن نخواهد كرد،شفاعت اولياى خدا نيز براى افراد نالايق،بىاثر است، يعنى اصولا آنها براى اين گونه اشخاص شفاعتى نخواهند داشت.
«شفاعت»نيازمند به يك نوع ارتباط معنوى ميان شفاعتكننده و شفاعت شونده است و به اين ترتيب كسى كه اميد شفاعت را دارد موظف است در اين جهان ارتباط معنوى با شخصى كه انتظار دارد از او شفاعت كند برقرار سازد و اين ارتباط در حقيقت يك نوع وسيلۀ تربيت براى شفاعت شونده خواهد بود كه آنها را به افكار و اعمال و مكتب شخص« شفاعتكننده»نزديك مىكند و در نتيجه شايستۀ شفاعت مىشوند.
و به اين ترتيب شفاعت يك عامل تربيت است نه يك وسيله پارتىبازى و فرار از زير بار مسئوليت.
و از اين جا روشن مىشود كه شفاعت تغييرى در ارادۀ پروردگار نسبت به گناهكار نمىدهد،بلكه اين گناهكار است كه با ارتباط معنوى با شفاعتكننده نوعى تكامل و پرورش، پيدا مىكند و به سرحدى مىرسد كه شايستۀ عفو خدا مىشود.[*](ج ١٩٦/٢ تا ١٩٨.)
*)دربارۀ واژه«شفاعت»و«شفيع»بحثهاى فراوانى شده است كه ما در اين جا به شرح مختصرى از آن اكتفا كرديم،ولى به خوانندگان توصيه مىشود براى استفاده بيشتر در اين زمينه به تفسير نمونه به مجلداتى كه قبلا به آنها اشاره شده است وهمچنين به مجلدات زير رجوع فرمايند:١.ج ٣٨/٤ و ١٤٣«بحث پيرامون شفاعت»