شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥١ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
ر ح م
رَحِمَ:(يوسف٥٣/.)[*]
در اصل از مادّۀ«رحم»و«رحم»به معنى«شفقت و مهربانى و دلسوزى كردن و نيز بخشيدن گناه»است.
آيۀ مورد بحث مىگويد:
«من هرگز نفس سركش خويش را تبرئه نمىكنم،چرا كه مىدانم اين نفس اماره ما را به بديها فرمان مىدهد،مگر آنچه پروردگارم رحم كند(إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي)،چرا كه پروردگارم غفور و رحيم است»يوسف٥٣/.
گروهى از مفسران آيۀ فوق و آيۀ قبل از آن را سخن يوسف دانستهاند و گفتهاند اين دو آيه در حقيقت دنبالۀ پيامى است كه يوسف بهوسيلۀ فرستاده سلطان به او پيغام داد و معنى آن چنين است:
«من اگر مىگويم از زنان مصر تحقيق كنيد به خاطر اين است كه شاه(و يا عزيز مصر وزير او)بداند من در غيابش در مورد همسرش نسبت به او خيانت نكردهام و خداوند نيرنگ خائنان را هدايت نمىكند،در عين حال من خويش را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس سركش،انسان را به بدى فرمان مىدهد مگر آنچه خدا رحم كند چرا كه پروردگارم غفور و رحيم است.» تفسير نمونه معتقد است كه دو آيۀ مورد بحث،گفتار همسر عزيز مصر است،نه يوسف، زيرا انگيزه تفسير فوق كه مخالف ظاهر است اين است كه نخواستهاند اين مقدار دانش و معرفت را براى همسر عزيز مصر بپذيرند كه او با لحنى مخلصانه و حاكى از تنبه و بيدارى سخن مىگويد.
در حالى كه،هيچ بعيد نيست كه انسان هنگامى كه در زندگى پايش به سنگ بخورد يك نوع حالت بيدارى توأم با احساس گناه و شرمسارى در وجودش پيدا شود بخصوص اين كه بسيار ديده شده است كه شكست در عشق مجازى راهى براى انسان بهسوى عشق حقيقى(عشق به پروردگار)مىگشايد و به تعبير روانكاوى امروز آن تمايلات شديد سركوفته«تصعيد»مىگردد و بىآنكه از ميان برود در شكل عالىترى تجلى مىكند.
پارهاى از روايات كه در شرح حال همسر عزيز در سنين بالاى زندگىاش نقل شده نيز دليل
*)وَ مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ.يوسف٥٣/.