شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥٥ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
مىفرمايد:
وَ لِسُلَيْمٰانَ الرِّيحَ عٰاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلىٰ الْأَرْضِ الَّتِي بٰارَكْنٰا فِيهٰا...
«ما تندباد را مسخر سليمان ساختيم كه به فرمان او بهسوى سرزمينى كه آن را بركت داده بوديم حركت مىكرد».
اين سؤال را از دو راه مىتوان پاسخ گفت:
نخست اين كه توصيف به«عاصفه»( تندباد)براى بيان سرعت آن است و توصيف به «رخاء»بيان منظم بودن و نرم بودن حركات آن مىباشد،به طورى كه آنها در عين حركت سريع احساس ناراحتى نمىكردند،درست مانند وسايل تكامل يافته سريع السير كنونى كه بعضا انسان به هنگامى كه با آن سفر مىكند اين احساس را دارد كه گويى در اتاق خانهاش نشسته است در حالى كه با سرعت سرسامآورى در حركت است.
ديگر اين كه بعضى از مفسران اين دو آيه را ناظر به دو نوع باد دانستهاند كه هر دو را خداوند در اختيار سليمان قرار داده بود نوعى سريع السير و نوعى آرام.(ج ٢٨٥/١٩-٢٨٦.)
ر د ء
رِدء:(قصص٣٤/.)[*]
به معنى«معين و ياور»(كمك كار و پشتيبان)و جمع آن«ارداء»است از مادّۀ«ردء»به فتح راء[ردء،يردأ ردءا].
موضوع آيۀ مورد بحث از اين قرار است كه موسى(ع)به ياد حادثۀ مهمّ زندگىاش در مصر افتاد،حادثۀ كشتن مرد قبطى و بسيج نيروهاى فرعونى براى تلافى خون او،گرچه موسى به خاطر حمايت مظلومى با اين ظالم گلاويز شده بود ولى اينها در منطق فرعون معنى نداشت او هنوز تصميم دارد اگر موسى را پيدا كند بدون چون و چرا به قتل برساند.
لذا موسى عرض مىكند:پروردگارا!من از آنها يك نفر را كشتهام،مىترسم به تلافى خون او مرا به قتل برسانند و اين مأموريت ناتمام بماند.از اين گذشته من تنها هستم و زبانم آنقدر فصيح نيست،«برادرم را نيز با من بفرست كه زبانش از من گوياتر است تا ياور من باشد و مرا تصديق كند(من از اين بيم دارم كه تنها بمانم)و تكذيبم كنند»(و اين كار بزرگ به انجام نرسد)
*)وَ أَخِي هٰارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسٰاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ.قصص٣٤/.