شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥٦ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
قصص٣٤/.
به هر حال از آنجا كه اين مأموريت،بسيار بزرگ و سنگين بود و موسى مىخواست هرگز با شكست مواجه نشود اين تقاضا را از خداوند بزرگ كرد و خداوند نيز دعوت او را اجابت فرمود.
(ج ٧٨/١٦.)
ر د د
رُدُّوهُ:(نساء٥٩/.)[*]
از مادّۀ«ردّ»به معنى«بازگشت و بازگرداندن»است[ردّ،يردّ،ردّا]اسم فاعل آن«رادّ» (بازدارنده)و اسم مفعول«مردود»(بازگردانده شده)است،آيۀ مورد بحث مىگويد:
«...و هرگاه در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد...»(فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ)نساء٥٩/.
واژۀ«تردّد»نيز در اصل از مادّۀ مذكور است به معنى«رفت و آمد پىدرپى »كه گاه از آن به«تحيّر و شك و ترديد»تعبير شده است،همچنان كه در آيۀ ٤٥ سورۀ توبه مىخوانيم:
...وَ ارْتٰابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ.«...آنها كسانى هستند كه دلهايشان مضطرب و آميخته با شك و ترديد است(وَ ارْتٰابَتْ قُلُوبُهُمْ)به همين دليل در اين شك و ترديد گاهى قدم به پيش مىگذارند و گاهى بازمىگردند و پيوسته در حيرت و سرگردانى به سر مىبرند»(فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ)و بههمينجهت منتظر پيدا كردن بهانه هستند و به هر حال منظور از آيۀ فوق بيان صفات و حال منافقان است كه مىتوان با اين صفات منافقان را از مؤمنان بازشناخت.
(ج ٤٤١/٣،ج٤٣١/.)
مرد:(مريم٧٦/.)[**]
بر وزن«نمد-با تشديد دال»يا مصدر است(مصدر ميمى بر وزن مفعل)به معنى«رد و بازگشت»و يا اسم مكان است به معنى«محل بازگشت»كه در آيۀ مورد بحث احتمال اول با
*)...فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ...نساء٥٩/.
**)...وَ الْبٰاقِيٰاتُ الصّٰالِحٰاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوٰاباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا.«...آثار و اعمال صالحى كه(از انسان)باقى مىماند درپيشگاه پروردگار تو ثوابش بيشتر و عاقبتش ارزشمندتر است»مريم٧٦/.