شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩١ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
خاطر آن است كه گردن از حسّاسترين اعضاى بدن محسوب مىشود،همان گونه كه گاهى واژۀ «رأس»(سر)را به كار مىبرند و منظور انسان است،مثلا به جاى پنج نفر،پنج سر گفته مىشود.
آيۀ مورد بحث دربارۀ كفارۀ«ظهار»است،مىفرمايد:
«كسانى كه نسبت به همسران خود«ظهار»مىكنند سپس به گفته خود بازمىگردند بايد پيش از آميزش جنسى آنها با هم بردهاى را آزاد كنند...»مجادله٣/.(ج ٤١٢/٢٣-٤١٣.)
فكّ رقبة:(بلد١٣/.)[*]
منظور از«فكّ رقبه»ظاهرا همان آزاد كردن بردگان و بندگان است.در حديثى آمده است كه مردى اعرابى خدمت پيامبر(ص)آمد و عرض كرد،اى رسول خدا!عملى به من تعليم كن كه مرا داخل بهشت كند،فرمود:
ان كنت اقصرت الخطبة لقد اعرضت المسألة.«اگرچه سخن كوتاهى گفتى،اما مطلب بزرگى سؤال كردى»(يا اين كه گرچه سخن كوتاهى گفتى،اما مقصود خود را بخوبى بيان كردى) سپس افزود:
اعتق النّسمة و فكّ الرّقبة.«بردگان را آزاد كن و گردنها را(از طوق بردگى)بگشا».
راوى سؤال مىكند،مگر اين دو يكى نيست؟ فرمود:نه،منظورم از اوّل اين است كه مستقلا بردهاى را آزاد كنى،و در دوم اين كه كمك به پرداخت قيمت آن كنى تا آزاد شود.
سپس افزود:«نسبت به خويشاوندانى كه به تو ستم كرده و از تو بريدهاند،بازگرد(و به آنها نيكى كن)و اگر چنين كارى ممكن نشود گرسنگان را سير و تشنگان را سيراب كن،امربهمعروف و نهى از منكر نما،و اگر توانايى براى اين كار نيز ندارى(لااقل)زبان خود را جز از نيكى بازدار »[١].
بعضى از مفسران«فكّ رقبه»را به معنى آزاد كردن گردن خويش از زير بار گناهان از طريق توبه،يا آزاد كردن خويش از عذاب الهى از طريق تحمل طاعات دانستهاند،ولى ظاهرا منظور همان آزاد كردن بردگان است.(ج ٢٩/٢٧-٣٠.)
*)فَكُّ رَقَبَةٍ.«آزاد كردن برده است»بلد١٣/.
١) نور الثقلين،ج ٥٨٣/٥،(عين اين حديث در«لسان العرب»،جلد ١٢ صفحه ٥٧٥.آمده است).