شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥٧ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
معنى آن مناسبتر است.
در آيۀ ١١ سورۀ رعد مىخوانيم:
...فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ...«هيچ بازگشتى براى آن نيست»كه اصل آيه اين است:
«...خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمىدهد مگر اين كه آنها تغييراتى در خود ايجاد كنند و هنگامى كه خداوند به قوم و جمعيتى(به خاطر اعمالشان)ارادۀ سوء و بدى كند هيچ راه دفاع و بازگشت ندارد...»رعد١١/.
كلمۀ«ارتداد»نيز از همين ماده است،يعنى به راه اول بازگشتن همچنان كه در آيۀ ٢١ سورۀ مائده مىخوانيم:
...وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلىٰ أَدْبٰارِكُمْ...«...به حالت اوّليه بازنگرديد ...»اسم فاعل آن«مرتدّ» است.[*](ج ١٢٥/١٣.)
ر د ف
رَدِف:(نمل٧٢/.)[**]
از مادّۀ«ردف»(بر وزن حرف)به معنى«قرار گرفتن پشت سر چيزى»لذا به كسى كه پشت سر اسب سوار مىنشيند،«رديف»گفته مىشود،همچنين در مورد افراد و اشيائى كه پشت سر يكديگر قرار مىگيرند اين كلمه به كار مىرود.
در آيۀ ٧ سورۀ نازعات مىخوانيم:
تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ.«و به دنبال آن حادثه دومين(صيحۀ عظيم)رخ مىدهد».كلمۀ«رادفه»در اين آيه از مادّۀ«ردف»و به همان معنا آمده است.
و نيز در آيۀ ٩ سورۀ انفال آمده است:
«(به خاطر بياوريد)زمانى را(كه از شدت ناراحتى در ميدان بدر)از پروردگارتان تقاضاى كمك مىكرديد و او تقاضاى شما را پذيرفت(و گفت)من شما را با يك هزار از
*)مرتدّ بر دو قسم است:فطرى و ملى.مرتد فطرى كسى است كه از پدر يا مادر مسلمان تولد يافته و پس از قبول اسلاماز اسلام بازگشته است،ولى مرتد ملى به كسى گفته مىشود كه پدر و مادر او به هنگام انعقاد نطفهاش مسلمان نبودهاند،اما اوبعدا اسلام را پذيرفته،سپس از آن برگشته است.(نمونه،ج ٤٢٢/١١.)
**)قُلْ عَسىٰ أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُمْ بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ.«بگو شايد پارهاى از آنچه را عجله مىكنيد نزديك و در كنارشما باشد!»نمل٧٢/.