شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٧ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
ذ و د
تَذُودان:(قصص٢٣/.)[*]
در اصل از مادّۀ«ذود»(بر وزن ذوب)به معنى«منع كردن و جلوگيرى كردن»است.
آيۀ مورد بحث نمايانگر صحنۀ داستان ورود موسى به شهر مدين است كه پس از طى چندين روز راه و تحمل گرسنگى و پشتپا زدن به كاخ فرعون و نعمتهايش وارد شهر مدين مىشود،اجتماع گروهى نظر او را جلب مىكند و بزودى مىفهمد اينها چوپانانى هستند كه براى آب دادن به گوسفندان اطراف چاه آب اجتماع كردهاند.
«هنگامى كه موسى در كنار چاه آب مدين قرار گرفت گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهار پايان خود را از آب چاه سيراب مىكنند و در كنار آنها دو زن را ديد(كه از گوسفندان خود از اين كه به طرف آب بروند و با گوسفندان مردم مخلوط شوند)جلوگيرى مىكردند...»(وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودٰانِ)قصص٢٣/.
اين موضوع نظر موسى را جلب كرد،نزديك آن دو آمد و گفت كار شما چيست؟چرا پيش نمىرويد و گوسفندان را سيراب نمىكنيد.دختران در پاسخ او گفتند:ما گوسفندان خود را سيراب نمىكنيم تا چوپانان همگى حيوانات خود را آب دهند و خارج شوند و ما از باقيماندۀ آب استفاده مىكنيم و آنها افزودند پدر ما پيرمرد مسنى است نه خود قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادرى داريم كه اين مشكل را متحمل شود و براى اين كه سربار مردم نباشيم چارهاى جز اين نيست كه اين كار را ما انجام دهيم.
موسى از شنيدن اين سخن سخت ناراحت شد،با خود گفت چه بىانصاف مردمى هستند كه تمام در فكر خويشند و كمترين حمايتى از مظلوم نمىكنند! جلو آمد دلو سنگين را گرفت و در چاه افكند و با قدرت بازوان يكتنه آن را از چاه بيرون آورد و گوسفندان آن دو را سيراب كرد[**].(ج ٥٦/١٦-٥٧.)
*)...وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودٰانِ...«...و(موسى)در كنار آنها دو زن را ديد(كه گوسفندان خود را از اين كه بهطرف آب بروند و يا از اين كه با گوسفندان مردم مخلوط شوند)جلوگيرى مىكردند...»قصص٢٣/.
**) دنباله اين داستان را در جلد ١٦،صفحه ٥٧ به بعد در تفسير نمونه مطالعه فرماييد.